اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن
۰۰/۷/۲۸ _ ۱۹:۵۱

اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن

اینجا برلین بیان مینویسد

تنها یادگارم از خونه ی خودم همین بلاچاو ست تنها چیزی که یاد خونه مینزتم همینه

ناماتینا میسونال ساتو او بلاچاو بلاچاو بلاچاو بلاچاو چاو چاو چاو

ردهود

~

سال 1983 رستوران بیبی سیرک

گوست اینجا رسوران سیرکس بیبیه

جایی که مرگ لیزی اتفاق میوفته اونطور که ماهان گفته

چند دقیقع بعد  

پورتال باز میشود 

______________

اسپرینگ ترپ : سلام بچه ها منم عمو اسپرینگی من شدم پارازیت داستان تا یه زره فرصت گریه تون بیشتر شه

_______________

ردهود رسیدیم

مایک اره یادم میاد اونروزو

درست همینجا 

فاکسی من اینجارو ندیدم

مایک نیومدی که بیینی 

ردهود ولی من شباشو دیدم

مایک خدا نکنه بیای نگهبان اینجا  بشی 

مایک اون انرد خرررر کار دستت میده

ردهود الان   از لحاز زمانی انارد وجود نداره

مایک همون بالورا و بیبی و فانتایم ها دهنتو سپر مدافع میکنن

ردهود دقیقا

گوست رد اینجا چه میکنی

رد ماموریتم تموم شد اومدم کمکت

لیان کجا بودی این سر گروه هیچی نمیدونه  

گلدی ردهود درست میگه لیان این خیلی احمقه

رد ببین من به حاطر همون5% وجود داداش مایک درونت  باشه نمیزنم فکتو بیارم پاین 

همینطوری که از بدم میاد کسدی فهمیدی عوضی دیگه گه میخوری به رفیقم توهین کنی 

گلدی باشه  نخور منو نخور

گلدی زیر لب یه اسکرجامپی بعد سهمته که نگو.

رد چه زری گفتی  یه کاری نکن تا اخر داستان تو فقط بتونی بگی ایتس می فقطا 

گلدی چرا منو نشخوار میکنی بی اعصاب 

لیان بی اعصابه دیگه 

رد بیاین بریم زودتر 

داخل  رستوران میشوند

کمی راه میروند در انجا مایک توهم میزنه اسپرینگ ترپ یه گوشه وایساده.

اسپرینگ ترپ مایکی مایکی مایکی میدونی چقد عوضی بودن سخته ؟ بهتره بگم اره 

چون تو هم یه عوضی هستی 

در انجا چند تا رو رو میبیند که ماسک رباتا رو زدند و کسی که ماسک گلدن فردیو زده بود

ماسک گلدی داداشی داداشی 

مایک سرش رو میگره 

افکارش

جیغغغغععغغغغ

صدا پاشیدن خون 

وجود عزرایل 

درکنار  وجود پدرش رو احساس کرد

اسپرینگ ترپ عوضی بازی رو تمو کن و تسلیم من شو پسرم

صدای کلمه ی عوضی در سرش میپیچد

مایک سرش رو تکون میده 

بر میگرده به جایی که بود 

رد حالت خوبه مایک 

مایک اره سرم درد گرفت یه زره 

گوست مطمنی حالت خوبه 

مایک بیاین روحو بگیریم بریم خونه 

لیان بریم 

گلدی ما که برا همین اینجایم 

فاکسی زود باشید دیگه 

وارد اتاق بیبی شدن

بیبی داشت اواز میخوند

5 بچه تو اتاق بودن 

ساعت 2 بعد از ظهر 

تنها یک بچه توی سالن بیبی بود 

الیزابت

مایک جلو رفت

مایک الیزابت 

الیزابت داداشی  اومدی 

مایکی اومدم اومدم اره برای تو 

الیزابت فکر کردم درحال اذیت کردن کنی هستی و نمیای اینجا

در انی از ثانیه تبدیل به اسکرپ بیبی  شد

اسکرپ بیبی داداشی مایکل

اسکرپ بیبی

به مایک حمله میکنه ما جا خالی میده

اسکرپ بیبی به عنوان یه عوضی خوبی

مایک این کلمه رو شنید و قفل کرد و داشت میمرد

رد امونش ندید

اسکرپ بیبی میخواست  به مایک  اسیب بزنه ولی رد اونو پرت کرد

عقب و دست گذاشت وسط صورتش و کشید به سمت چپ

رد وقتشه بمیری

رد از زمین بلند شد و شروع کتک زدن اسکرپ بیبی میکنه 

با میله ی اهنی 

گوست یاخودا

لیان جدی جدی پارش کرد

با میله ی اهنی اسکرپ بیبی رو کشت

و اسکرپ بیبی تبدیل به الیزابت شده

الیزا بت داداش ی درد داره

رد  روحبر میداره 

مایک الیزابت کو چولو اروم بخواب 

مایک بیهوش میشود 

ادامه دارد

پارت بعد  بگذار خودمو فدای خانواده ها کنم 

 

 

 

  • ردهود

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اینجا  برلین بیان مینویسد

عاشق کمیک.عشق رزیدنت اویل.
یعنی شخصیت فقط ردهود و لئون کندی.
همین دیگه...
جمله سس ماستی:
سمت انتقام میری دوقبر حفر کن
من مث یه اشغال زندگی کردم حال میخوام مثل یه ادم باشرف بمیرم

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان
پیوندهای روزانه