اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن
۰۰/۷/۲۸ _ ۱۹:۴۳

اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن

اینجا برلین بیان مینویسد

حتی .. حتی اخرین لحاظتم به یادتم سیلوی تو الان داری به کی فکر میکنی

~

هشدار : این داستان کل فصل1 لوکی رو اسپویل میکنه

لوکی اینجا چه گوریه

موبیوس تی وی ای 

تو کی هستی

لوکی دستگاه تلپورت زمانیتو بده موبیوس

موبیوس چرا بدم 

یکهو میگرم موبیوسو میزنم تلپورت بی 15 رو میدزدمو میرم تی وی ای اصلی

لوکی موبیوس 

موبیوس

موبیوس لوکی 

لوکی الان فقط یکم نوشیدنی میخوام

موبیوس نوشیدنی بیارید

موبیوس بیا بریم به دفترم

بعد از کمی نوشیدنی خوردن

لوکی :فقط یه بار به ینفر اعتماد کردم و بهش خیانت نکردم 

لوکی عشق واقعا خنجر که با هر ظربش همراه دنده ها اشک هم میکشه بیرون 

لوکی بعدش هه با یه بوس بهم خیانت کرد 

موبیوس اوه پسر

لوکی بعد زد کانگ رو کشت 

بعدم مولتی ورس رو انجام داد

الان ممکنه جنگ بین مولتی ورسی رخ بگیره

اصن بیا خودت ببین 

اون خاطرات خودش رو اسلاید میکند

سیلوی 

حمله میکنده به کانگ 

اون سیلوی رو میکشه عقب 

لوکی :سیلوی یه لحظه بهش فکر کن 

سیلوی فکری نداریم بکنیم بهتره بکشیمش

لوکی اگه دیکتاتور بره با چی جاشو پر کنیم

سیلوی اهان پس تاج تخت میخوای من با چه عقل سلیمی بهت  اعتماد کردم؟

لوکی این فکریه که درمورد من میکنی 

واقعا

بخاطر اینه که تو نمیتونی اعتماد کنی و منم غیر قابل اعتمادم

شروع میکنند به جنگ 

شمشیر ها به هم میخورند 

لوکی سیلوی بس کن

سیلوی بیا منو بکش تا به تاج تخت برسی

جادوها به اسیب میزنند

و در اخر لوکی غیب میشود 

سیلوی دارد کانگ رو میکشد که 

لوکی جلوی شمشیر سیلوی ظاهر میشود

لوکی سیلوی نکن

نکن

اوکی

لوکی من تخت و پادشاهی نمیخوام من فقط... فقط میخوام  تو حالت خوب باشه 

سیلوی لوکی رو میبوسد

سیلوی اما من تو نیستم

لوکی را در یک تی وی ای دیگه پرت میکند

لوکی فهمیدی

موبیوس لوکی الان خوبی 

لوکی نه فقط پرم

قلعه ی کانگ 

سیلوی داره گریه میکنه 

تلپورتر کانگ رو بر میداره و به تی وی ای اصلی رفت

سیلوی موبیوس موبیوس

لوکی به خانم خیانطکار

سیلوی لو...کی ...... (بغض گلوشو میگره )دنبالت گشتم اینجا بودی

لوکی  نمیخواد دنبال من باشی فعلا دنبال یه راه باش که گند مولتی ورست رو درست کنی

سیلوی لو......کی......من...

لوکی هیسسس دیگه حرف خودم پیش بینی کنم دوست دارم همش دروغه حرفتو باور نمیکنم

سیلوی بار دیگه بعض میشکند 

سیلوی چطور دلت هققققققققق میاد که بامن اینطوری صحبت  کنی منکه دوست 

دارم

لو‌کی تو چطوری باکسی که بهش خیانت کردی و عاشقش بودی صحبت میکنی

سیلوی زانو میزنه و همینطور اشک میرزه 

 سیلوی اگه هنوز دوسم داری هققققق یه بار دیگه بیا بغلم کن بزار بغلت جای ارامشم  باشه هققققققق

لوکی پربود ولی حواسش دست خودش بود قدمی به سمت سیلوی  ولی وایساد دو انتخاب داشت بره و دیگه بر نگرده یا با او بمونه

رفتن 

موندن*

لوکی سیلوی را در اغوش خود گم میکند سیلوی گریه  میکند

لوکی من معلومه دوست دارم اما تو چی

سیلوی قول هقققق قول میدم دست داشته باشم

ادامه داره

 

  • ردهود

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اینجا  برلین بیان مینویسد

عاشق کمیک.عشق رزیدنت اویل.
یعنی شخصیت فقط ردهود و لئون کندی.
همین دیگه...
جمله سس ماستی:
سمت انتقام میری دوقبر حفر کن
من مث یه اشغال زندگی کردم حال میخوام مثل یه ادم باشرف بمیرم

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان
پیوندهای روزانه