اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن
۰۰/۸/۵ _ ۲۲:۴۶

اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن

اینجا برلین بیان مینویسد

۲۶ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

 

 

خدافظی مفهوم درد ناکیه ولی بضی وقتا لازمه مخصوصا از آدما.. خدافظی رو یاد بگیر حتی با درد !

                                                      ماهان

چیه شکه شدین اره درسته این نسخه همون نسخه ای یه ک آرزوشو دارم قاتل روانی بی احساس شوخ درونگرا ولی احساسی بدون عملاحساسی بزن بهادر منحرف 

 

 

حتی باید یاد گرفت چطوری ازدیکران دل کند تا جلوی خون و خونریزی گرفته میشه

        ماعی

به قول خودش یه دختر شیطان صفته 22 سالشه تو داستان و با دلبری طعمه شو خام میکنه و جاسوسی شو میکنه

 

میدونی این حرفه رو چی خطرناک می کنه ماهان تو دقیقا تو 

     گوست32

یه  هکر حرفه ای برای کمک به من برای در اوردن اطلاعات قربانی هاکمک میکنه

 

اروم باش و نفس بکش همینطوری خوبه چون قراره بمیری هاهاهاها

     فریما

دختر باهوشی که دختر منه قابلیت قتلش خیلی قویه درحدی که یه قاتل حرفه ای مث من میتونه باش مقابله کنه

من یه عمر دنبالش گشتم من نمی تونم بخاطر تو وقتی دیدمش نکشمش اون عوضی باباته باشه بدرک برای من مهم نیست من اون میکشم مایک 

دالیا

دختری دنبال انتقام دوست اون هری تو خونه ی خودش توسط اسپرینگ ترپ به قتل میرسه از اون به بعد دالیا که یه روزی عاشق اسپرینگ ترپ بود میخواد نابودش کنه

اون با مایک تو رابطه بوده

 

خدافظی سخته ولی باید انجامش بدی کاملا بی احساس و خنثی!پس بهش بگو خداحافظ زیبا

~

مایک : میخام یه کاری کنم هنری یه کار خیلی بزرگ میخام خانوادمو ،خانواده هارو از فروپاشی نجات بدم ..میخام همه رو برگردونم .

هنری :چه کاری

مایک سفر در زمان

~

مایک : پوشه زرد رنگشو روی میز کار هنری میزاره .. من این لیستو تهیه کردم یه نگاه بهش بنداز 

هنری : سرشو با را میاره و بعد مکث کوتاهی پوشه رو برمیداره و نگاهی به عکس ها و مشخصات افراد میندازه 

مایک : به میز کار هنری تکیه میده و شروع به معرفی سوژه هاش (افراد تیم ) میکنه 

خب ببین این ردهود ۲۶ سالشه و برای پدرم (ویلیام)کار میکرده ،قاتله بی رحمی ک شنیدم یک شخصیت روانی و خودشیفته داره خیلی هم منحرفه بزن بهادرم هست... خیلی ب تیممون کمک میکنه اینطور نیس ؟

هنری فق سری به نشانه تائید نشون میده و پوشه رو ورق میزنه 

مایک : این عام چطور بگم ب سختی تونستم عکسشو گیر بیارم مشخصات کاملی ازش ندارم ،اسم نامعلومه26 سالشه و 1ماه از ردهود بزرگتره لقبش مستر گوست 32

یه هکر حرفه ایه اطلاعات که یجورایی نیروی کمکی ماهانه و تو کارای سیستمیش از جمله در آوردن هویت و اطلاعات حساس قربانیای اون بهش کمک میکنه .

مایک : یکم خودشو روی میز بالا میکشه وهمونطور که درباره نفر بعدی تیم توضیح میده جوری به انگشتاش خیره میشه و باهاشون بازی میکنه که هنری متوجه استرسش میشه 

آا اون الهه افریدت یه دختر شیطان صفته ؛هانا ۲۲ ساله جاسوس حرفه ایه که با اون ظاهر زیبا و فریبندش دلبری میکنه .. طعمه شو خام خودش میکنه و جاسوسی شو انجام میده 

هنری :مایک؟خودم بقیشو میخونم میتونی بری استراحت کنی عزیزم 

قطعا این تحقیقات رو افراد خیلی خستت کرده 

راستی برای این اطلاعات ممنون 

و حالا پوشه ای ک روی میز رها شده و شناسنامه افراد تیم داخلشه 

گفتم تیم ؟آره تشکیل یه تیم.. این همون هدف مایکه برای گردوندن خانواده ها و روح بقیهی بچه و جلوگیری از اتفاقای تلخ و ناگوار این داستان 

عصر...زمان تابش آخرین افشانه های زرد رنگ خورشید در آسمونی که رفته رفته بی رنگ تر میشه و به سمته سیاهی میره 

هنری داخل تراز ، پشت میز دونفره چوبی نشسته و هرچند دقیقه یکبار ماگ قهوه رو دستش میگیره و کمی از اون مایع تلخ میچشه ... پوشه ی روی میز اونو ترغیب به خوندن و فهمیدن هویت سایر افراد گروه میکنه 

فریماه یک دختر باهوش ،خبره و هکر ...جنگجویی که قابلیت اینو داره به یک قاتل تبدیل بشه الحق که دختر ردهوده !

لیان ..... مأموری که اون حادثه بیولوژیکی رو از نزدیک دیده فاجعه ی راکون سیتی

دالیا....دختری که باگذشته ی مایک در ارتباطه دوستش هری توسط اسپرینگ ترپ کشته شده 

تیم انیماترونیک ها 

فاکسی و منگل و پاپت و گلدن فردی و توی چیکا و توی بانیو بانی فردی چیکاو ویدرت ها 

 

بازی تازه داره شروع میشه و تمام این افراد یک هدف رو دنبال میکنن وکارای بزرگی قراره انجام بشه

شب ساعت22:43

صدای زنگ خونه ی هنری  میاد

مایک درو باز میکنه 

مایک : از دیدن همتون خوش حالم من مایکل افتونم کارفرمای شما یفنی ریس شما حالا هرچی شما اومدین در رسیدن به این هدف کمکم کنید شما باید کل اتفاق این رستوران یعنی فردی فزبیر پیزا رو از سال 1983 تا 2014 دنبال کنید با ماشین زمان هکر ها و مهندسین گروه باید روی ماشین زمان کار کنن 

فریماه : حله! ماشین زمانو کامل بدون

گوست32 : فقط3 روز وقت میخوام

ادامه دارد...

 

بیا که الان یه قسمت جدید فیک فیکو داریم

1_اولین انیمه ای که دیدی

تعداد نظرات خوبه انشالاه امشب یا فردا شب قسمت 4 فن فیک بی کس و بعدش فن فیک دیابلیک لاور وبعدش دو سوپرایزی داریم نه نه 3تا نه نه 4 تا دیگه 4 تا واسه فرداس اصن
تا نظر ندید و کامنتا رو نترکوندید من هیچکارم و داستانی از داستانای
خودم منتشر نمیکنم

از زبان ایاتو 

هان این چیه این چه گهیه 

فاککککککک

بعد شام 

ایاتو هی یویی بریم بخوابیم دیگه

یویی امم ایاتو  بیا بریم تو اتاق باتو حرف دارم

رفتیم تو اتاق 

یویی تو میتونستی  منو خون اشام کنی ولی باهام سکس کردی چرا

ایاتو :یویی من میتونم توضیح بدم

بهش چی بگم

حقیقت تو درست میگی 

دروغ من دوست دارم بخاطر همین باهات سکس کردم

(یویی اینو فراموش نمیکنه)

ایاتو تو رو دوست داشتم باتو سکس کردم

یویی لطفا دیگه دوسم نداشته باش  تو یه حوس پرستیمن از ادم هوس پرست بدم میاد 

ایاتو این کارو با من نکن

یویی اگه دوسم داری بزار با هرکی میخوام بمونم

یاخداااااا

بهش بگم برو 

یانرو

ایاتو بوس اخر رو بده و برو 

می بوسمش 

ایاتو خداحافظ

ای زیبای خفته در قلبم 

من میرم 

سوار ماشین میشم

اهنگ دیدی پلی میشه

ایاتو باشه با هرکی میخوای باش بدن من ولی

را می افتم سمت میخونه 

ایاتو هوس پرست دیگه

میزنم رو دنده نیترو

ایاتو همینه دیگه دوست دخترم اینه هه

ایاتو فاک به همتون جز داش رایتو و کانتو

ایاتو تف تو همه این دنیا

ایاتو  حتی ارزش  احساساتمو  نداشت 

ایاتو از همه بدبخت تر منم 

از زبان رایتو

رایتو چه شده یاتو باحال خراب رفت 

کاناتو مابریم  دنبالش 

رایتو بریم

رجی ما بیای...م

رایتو نچ خودمون

کاناتو راس میگه

سوار ماشین شدیم

رایتو یه اتفاقی بین  یویی و اون افتاد

کاناتو کات نکرده باشن

از زبان ایاتو 

ایاتو هیشکی نمیفهمه یه اشغالی رو دوست داشتی یهو بیاد بگه از ت متنفره از خودش که به تو پاداده متنفره و فقط برای اینکه نیاز داشته بهت پاداده فاک بیبی

میخونه چی  خیلی درد کشیدی ها

ایاتو درد؟خورد شدم اصلاهیچی من و هوس پرستی شاید یکم منحرف باشم ولی هوس پرست نه

رایتو داداش خیلی وضعت بده ها 

ایاتو داداش به ایاتو پاداد 

رایتو نه نه منظورت چیه

ایاتو بامن بهم زد بهم زد 

ادامه دارد

 

 

 

 

بچه دیگه خسته شد موضوع روز 5 شنبه شروع شد ساعت 6 صبح

دوست مامانم اومد خونه ی ما بای حال  گریه  من گفتم یه دعوای سادس ولی نه گقت یکی از دوستای مامانم که یعنی دوست پسر همون خانم  فوت شدن 

انگار رفتن مسافرت و رفتن تو ی برج و اوتجا استخر  داشت انگار استخرم کم عمق بوده 2 بار شیرجه زده تو استخر هیچیش نشده بار 3 سرشون میخوره کف استخر

و ضربه مغزی میشن تا امبولانس میاد اون 

اون رو زارو یادم میاد خانواده داشتم  بدن داشتم عشق داشتم زندگی داشتم ولی یه روز همه ی اینا نابود شد  ره سپار نابودی شدن همه چی الان تنها چیزی که ازم مونده یه جسده ترکیده تو یه لباس

                                                                                                                    ویلیام

تبدیل شدم به همچین هیولاییی هههههه هعیییی من هنوز دنبال مایکم تا بهش محبتمو نشون بدم من نمیخوام بهش اسیبی بروسونم 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^؛؛^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

4 سال  بعد مرگ کنی یه میخونه

از زبان مایکل

دوباره همون کابوسا ترکیدن سرش گریه هام صدای بوق صامت دستگاه علائم حیاتی بوی مرگ وجود مرگ حس مرگ  عزاریل 

اون در سیاهی شب اونو برد

اسپرینگ بانی هه هه هه فردبر فردبر تو حتی  براش زندگی نزاشتی

اسپرینگ ترپ هی تو مایک اون کنی رو میگم در ارامش مرد  در ارامش رفت

مایک فقط گفت داداشی نزار کابوس ببینم 

اسپرینگ ترپ  هه تو هم فقطو فقط نگاهش کردی

مایک تو کجا بودی وقتی بارها مردم کجا بودی یه دست محبت به سرم بکشی  وقتی به پدر نیاز داشتم کجا بودی هان هه معلومه. درحال قتل بچه ها

تصور کنی از تو یه هیولای قاتله ویلیام افتون تو به جای اینکه بخوای کمکم کنی بامرگش کنار بیام سعی کردی منو بکشی کسی که به عنوان پسر بودم برات اون همه چیز فقط و فقط به حاطر تو تو کجا بودی وقتی مامان تصادف کرد الانم که شده بالورا تو وقتی که الیزابت رفت کجا بود ویلیام افتون هان 

مایک توحتی ...... دنبالمم نکردی من الان هیچی ندارم هیچی 

اسپرینگ ترپ مگه چیزی هست که بخوای 

مایک (با بغض) فقط میخوام یه بار دیگه  بهم فرصت بده  خدا وتو منظورمه دوباره بشیم خانواده زندگی شاد داشته باشیم 

مایک میخوام یه بار دیگه خونمون پره شادی باشه 😔😥❤

مایک میخوام یه بار دیگه بغلتون کنم 

مایک میخوام یه بار دیگه پدرم باشی

از خواب میپرم 

هنری هی اقا پسر زود باشین دیگه باید برین

مایک کجا برم 

هنری خونتون

مایک خونه ای ندارم یعنی ... داشتما دیگه ندارم

هنری اقا پسر معلومه خیلی خسته ای اسمت چیه

مایک مایکل افتونم

هنری افتون .... تو پسر..... ویلیامی 

مایک اره شما؟

هنری من هنریم دوست و شریک بابات

مایک اهان هنری فکر کنم به خاطر کاری که  پدرم کرده از من بدت میاد .. من میدونم باچارلی چیکار کرده

هنری خب اممم شاید  ویلیام  دخترمو کشت ولی هیچوقت نگفتم تو وخونوادتو دوست ندارم شما مث دختر خودمین

سیگارشو روشن کرد

مایک اتیش میدی 

هنری بیا

هنری خب داشتی از سرگذشتت میگفتی 

پکی به سیگارم زدم

مایک اره اون خونواده منظورم خونواده خوشگلمونه نه خانواده ی روباتی وحشتناکم  از الیزابت شرول شد دختر دردونه ی باباییش

ا ن عاشق سیرکس بیبی بود اون  میخواست اونو از نزدیک بیینه  ولی بابا نمیزاشت واقعا هم حق داشت  ولی بچه هارو میشناسی بلاخره تونست ببینتش اون فقط 1ثانیه بعدش زنده بود و دیگه او رفته بود اون بعد یه زره از حالت خندونش برون اومده بود سیگار میکشید و افسرده بود  اون به من  سپرد اونو از رباتا بترسونم

ولی اون به بد کسی اعتماد کرد من کاری کردم که خانوادم کاملا نابود بشم شب تولدش  کنی رو میگم  کردمش تو دهن  فرد بر اون با صدای جیغش و صدای له شدن

سرش بدترین صدایی بود که شنیدم بردمش بیمارستان  اون وقتی خورشید غروب کرد  گفت  داداش نزار دوباره کابوس ببینم و دیگه ساکتو سرد بود

بعدش مامانم ازخونه رفت اون بهش ماشین زد الان تبدیل به بالوراس .....پدرمممم هه الان اسپرینگ ترپه.......خواهرم شده   بیبی و منم  که فقط نصفم زندس 

هنری مایک پسرممممم

مایک هنری من دیگه خستممم....هققق میخوام بمیرم نمیخوام من خانوادمو میخوام

هنری پسرم میدونم

مایک میحوام یه کاری کنم هنری یه کار خیلی بزرگ میخوام خانوادمو و خانواده ها رو و تورو از فرو پاشی نجات بدم میخوام همه رو... برگردونم

اینجا  برلین بیان مینویسد

عاشق کمیک.عشق رزیدنت اویل.
یعنی شخصیت فقط ردهود و لئون کندی.
همین دیگه...
جمله سس ماستی:
سمت انتقام میری دوقبر حفر کن
من مث یه اشغال زندگی کردم حال میخوام مثل یه ادم باشرف بمیرم

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان
پیوندهای روزانه