اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن
۰۰/۷/۲۸ _ ۲۰:۴۱

اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن

اینجا برلین بیان مینویسد

۲۰ مطلب در خرداد ۱۴۰۰ ثبت شده است

سلام باز نوشته ی خودمه

داستانشم اینه درمورد یه پسر 12 13 ساله ایرانی است که بدون خونواده میره خارج کانال  یویوب راه میندازه  و باهمه ی یو تو یوبرای ایرانی

بعد کلی اتفاق خوب و بد  که برای این پسر میوفته قول میدم فن فیک طنزیه ولی قول نمیدم اشکتونو در نیارم

 

اریا کیوکسر دست دختر داره
اخه چرا همه همچی رو بادوبار توضیح میفهمن اما مادر پدر من نه

من چه گناهی کردم که فرشته های عذابم مادر و پدرمن ؟

دیگه گاو هم فهمیده گوشی چیز شخصیه مامان بابای من نفهمیدن

هان چرا خدا پدر ماد هارا برای سپر مدافع کرد دهن ما افریدی
ما بچه ها چه گناه کبیره ای کردیم که پدرمادرامون باروص تربیت خودشون میخوان ما رو ادب کنن
به من بگو فقط چرا انقد زندگیمو سخت تر میکنی میشه بگی

تنها یادگارم از خونه ی خودم همین بلاچاو ست تنها چیزی که یاد خونه مینزتم همینه

ناماتینا میسونال ساتو او بلاچاو بلاچاو بلاچاو بلاچاو چاو چاو چاو

ردهود

~

سال 1983 رستوران بیبی سیرک

گوست اینجا رسوران سیرکس بیبیه

جایی که مرگ لیزی اتفاق میوفته اونطور که ماهان گفته

چند دقیقع بعد  

پورتال باز میشود 

______________

اسپرینگ ترپ : سلام بچه ها منم عمو اسپرینگی من شدم پارازیت داستان تا یه زره فرصت گریه تون بیشتر شه

_______________

ردهود رسیدیم

مایک اره یادم میاد اونروزو

درست همینجا 

فاکسی من اینجارو ندیدم

مایک نیومدی که بیینی 

ردهود ولی من شباشو دیدم

مایک خدا نکنه بیای نگهبان اینجا  بشی 

مایک اون انرد خرررر کار دستت میده

ردهود الان   از لحاز زمانی انارد وجود نداره

مایک همون بالورا و بیبی و فانتایم ها دهنتو سپر مدافع میکنن

ردهود دقیقا

گوست رد اینجا چه میکنی

رد ماموریتم تموم شد اومدم کمکت

لیان کجا بودی این سر گروه هیچی نمیدونه  

گلدی ردهود درست میگه لیان این خیلی احمقه

رد ببین من به حاطر همون5% وجود داداش مایک درونت  باشه نمیزنم فکتو بیارم پاین 

همینطوری که از بدم میاد کسدی فهمیدی عوضی دیگه گه میخوری به رفیقم توهین کنی 

گلدی باشه  نخور منو نخور

گلدی زیر لب یه اسکرجامپی بعد سهمته که نگو.

رد چه زری گفتی  یه کاری نکن تا اخر داستان تو فقط بتونی بگی ایتس می فقطا 

گلدی چرا منو نشخوار میکنی بی اعصاب 

لیان بی اعصابه دیگه 

رد بیاین بریم زودتر 

داخل  رستوران میشوند

کمی راه میروند در انجا مایک توهم میزنه اسپرینگ ترپ یه گوشه وایساده.

اسپرینگ ترپ مایکی مایکی مایکی میدونی چقد عوضی بودن سخته ؟ بهتره بگم اره 

چون تو هم یه عوضی هستی 

در انجا چند تا رو رو میبیند که ماسک رباتا رو زدند و کسی که ماسک گلدن فردیو زده بود

ماسک گلدی داداشی داداشی 

مایک سرش رو میگره 

افکارش

جیغغغغععغغغغ

صدا پاشیدن خون 

وجود عزرایل 

درکنار  وجود پدرش رو احساس کرد

اسپرینگ ترپ عوضی بازی رو تمو کن و تسلیم من شو پسرم

صدای کلمه ی عوضی در سرش میپیچد

مایک سرش رو تکون میده 

بر میگرده به جایی که بود 

رد حالت خوبه مایک 

مایک اره سرم درد گرفت یه زره 

گوست مطمنی حالت خوبه 

مایک بیاین روحو بگیریم بریم خونه 

لیان بریم 

گلدی ما که برا همین اینجایم 

فاکسی زود باشید دیگه 

وارد اتاق بیبی شدن

بیبی داشت اواز میخوند

5 بچه تو اتاق بودن 

ساعت 2 بعد از ظهر 

تنها یک بچه توی سالن بیبی بود 

الیزابت

مایک جلو رفت

مایک الیزابت 

الیزابت داداشی  اومدی 

مایکی اومدم اومدم اره برای تو 

الیزابت فکر کردم درحال اذیت کردن کنی هستی و نمیای اینجا

در انی از ثانیه تبدیل به اسکرپ بیبی  شد

اسکرپ بیبی داداشی مایکل

اسکرپ بیبی

به مایک حمله میکنه ما جا خالی میده

اسکرپ بیبی به عنوان یه عوضی خوبی

مایک این کلمه رو شنید و قفل کرد و داشت میمرد

رد امونش ندید

اسکرپ بیبی میخواست  به مایک  اسیب بزنه ولی رد اونو پرت کرد

عقب و دست گذاشت وسط صورتش و کشید به سمت چپ

رد وقتشه بمیری

رد از زمین بلند شد و شروع کتک زدن اسکرپ بیبی میکنه 

با میله ی اهنی 

گوست یاخودا

لیان جدی جدی پارش کرد

با میله ی اهنی اسکرپ بیبی رو کشت

و اسکرپ بیبی تبدیل به الیزابت شده

الیزا بت داداش ی درد داره

رد  روحبر میداره 

مایک الیزابت کو چولو اروم بخواب 

مایک بیهوش میشود 

ادامه دارد

پارت بعد  بگذار خودمو فدای خانواده ها کنم 

 

 

 

سلام من چویا ناکاهارام

اومدم داستان عاشق شدنم رو بگم براتون 

یه روز صبح  من زنگ زدم به دازای

چویا دازای کدوم گوری هستی

دازای به مبل خونت نگاه بندا

چویا به بیرون میرود 

چویا تو خونه ی من داری چه  کاری میکنی با همچین خانومی

دازای به نظرت دارم چیکار میکنم 

چویا تن لشتو با اون دختره جم کن بیا بیرون

دازای اسمش میکاعه دوست دخترمه

چویا خب مشکلی نداره فکر کردم داری کار خاکبرسری انجام میدی

دازای اونو که سه ماه انجام دادم

چویا یعنی حاملس 

دازای ام هنو نمیدونم

چویا حالا که متاهل شدی یه دستی به سر ما بکش

دازای یعنی چی

چویا میخوام برم قاطی مرغا

دازای چو چو کوچولو 

امشب تو کلاب میبینمت

چویا لندهور چند دفعه بگم به من نگو چوچو شب  میبینمت 

دازای باش 

چویا کتش رو میپوشه کلاهشو میندازه و حاظره 

ساعت 8 شب

دازای چویا شیک شدی

چویا تو هم بانداژای مهمونیتو پوشیدی

دازای اره

میکا دازایییییی کوجا میری قرا بود این روش خود کشی رو امتحان کنیم

چویا مث خودش اوسکوله 

دازای حالا یه شب دیگه 

چویا میای بریم یانه 

دازای  چویا اسم  بچمو چی بزارم

چویا خب اینرو باید میکا بدونه

دازای حالا بگو 

چویا ایاتو و اگه دختر شد بزار وایولت

دازای اسمات هم افتضاس

چویا تو چی میگی لنده هور

دازای چویا و ماریان 

چویا ناموسا این یعنی رفیق 

دازای ما اینم 

هر دو میخندن 

وارد کلاب میشن 

چویا واو اینا که همه دافولین

دازای این کسی  که معرفی میکنم از همه ی این دافولیا هم سر تره 

چویا ببین  کیه که تو اینو میگی 

دازای اسمش یوکا اس یوکا موچیزوکی توی اون گوشه خلوته 

چویا  اوم اهوم

میره همونجا 

چویا سلام 

یوکا سلام کاری داشتین

چویا  سلام امممم بله من چویا ناکاهارا هستم

یوکا همون چویای معروف مافیا

چویا بله  

یوکا اوه ببخشید باید باهاتون رسمی تر صحبت کنم ببخشید بابت بی ادبی 

چویا نه نه راحت باشید

چویا شاید بی ادبی باشه ولی مجردید

یوکا بله 

چویا اجازه ی اشنایی بیشتر هست 

یوکا بله بله 

یوکا سرخ میشود

چویا خجالتی کی بودی تو

یوکا بس کن 

هردو میخندد

چند ماه بعد 

درینننننگ درییییننننگ دیرینننننگگگگگ

چویا ازخواب  بیدار میشه

چویا  الو 

یوکا الو عشقم از صدات معلومه  دازای صبحیه اذیتت کرده

چویا چه بگم صبح که پا میشم باید زر زر هاش رو گوش کنم 

یوکا انقد اذیتت میکنه

چویا اره 

یوکا الان کجایی

چویا تو تخت  تو کجایی

یوکا پشت درم 

چویا چی یه دیقه میرم میام

اومد 

چویا سلام

دازای چی شده

چویا هیچی صبح یهو اومد  توخونه گریه کرد گفت یکی هی منو اذیت میکنه و میخواد بهم تجا وز کنه 

دازای حالا این کیه 

چویا فیودور

دازای اتفاقا مخفیگاهش رو پیدا کردم

چویا اگه بفمم چیکار کردی

دازای کونشو پاره میکنم

چویا عاشق این شوخ بازیاتم 

دازای ما اینیم دیه

چویا دازای میخوام یه رازی رو بهت بگم 

دازایی چیه چویا

چویا یادته هروقت تو میپرسیدی چرا الکلی شدی 

میزدم دهنت

دازای خب 

چویا برای اینکه یکی بلاخره پیدا میشه که حالمو بفهمه و تو اون بود و کجا رفتی یهو اب شدی تو زمین اولین باری که دیدمت دوباره 4 سال میگذشت و میخواد باهم بخندیم ولی با رفتن قلبم شات کردی

دازای چویا مرد

بغلش میکنه

دازای قول میدم تا مرگ همراهت باشم

چویا اونم بغل میکنه 

دازای امیدوارم ببخشی 

چویا لندهور خودمی

دازای خخخخخ 

چویاخخخخخ

دازای  بریم زود تر 

ساعت 7:00 مخفیگاه فیودور

چویا بریم 

دازای کونشو پاره کنیم

چویا بعدش میریم مست کنیم

دازای به خوای با من مست کنی اور دوسی

چویا دازای حالا میبینم

داخل میشن

چویا هوی فیودور

فیودور اوه سلام چویا سان و دازای سان 

چویا به بد کسی پیچید دهنتو 

دازای فاکتاپ میکنه 

فیودور دوتایی او مدین منو بزنینو

دازای فیودور منو اورده جمش کنم

فیودور یا هول قوه ی الهی 

چویا دستکشاشو در اورد و گفت اهدا کنندگان رسوایی دیگر لازیم نیست بیدارم کنند

فیودور یا خدا

فسااددددد

دازای پاره ای

چویا هاا هاهاها 

چویا تیرهای تیز جاذبه ای در ست میکنه و فیودور جرررر خورد

دازای اورا جمع کرد

چویا پار شد 

و بیهوش شد 

اتمام پارت

 

وارد خونه میشم 

دراز کشیدم رو تخت

یو میکا میکا هوی با تو ام

میکا چیه

یو دوسال گذشته 

نمیخوای مزدوج شی

میکا من بعد کرول عاشق نمیشم

یو اما 

میکا اما نداره

اشک چشم جاری میشه

میکا من یه عوضیم عوضی که همه رو رنجوند

یو بغلش میکنه 

یو این حرفو نزن این کار تو نبود من تو رو رنجوندم با اون حرفا من زر الکی زدم

من.... فقط ......یه عوضیم

بغض میکا و یو میترکه

یو منو ببخشش.... هقققققق داداشی

میکا حرفای اونشبم  ... هقققققققق دیگه هیچی نیست

یو و میکا همینطور گریه میکنن

تا اینکه

شینیوآ هی میکا و یو شام حاظره

شینیوا هی باز دارن گریه میکنن

شینیو کرول چرا منو تنها گزاشتی با دوتا بچه ننه

میکا و یو خود را جمع میکنند 

میکا خب این دوسال گذشت چرا این فرید حمله نکرده

یو ما مخفیگاهش رو پیدا کردیم  میخوایم حمله کنیم 

میکا کی 

یو امشب

میکا منم باهاتونم

میکا خب پلان چیه

یو میرداخل دل جسگر فریدو داخل دهنش میزارم

شب ساعت 1:00

میکا حمله رو شروع میکنن

بمب دوزا چشم های خون اشام هارو نا بینا میکنه اونا حمله میکنن

چند خون اشام میمرن

فرید ساما میاد بیرون 

فرید چه خبر اینجا چند دیقه بعد که همه خون اشاما مردن و دود از بین رفته 

میکا فرید هی باکا با تو ام

فرید می می میکا چان چیشده به من سر زدی 

میکا هیچی اومدم یه سر یکشمت بعدم برم 

حمله میکنه فرید هم حملخ میکنه و همه ی  گروه بهش حمله کرد

شینیوا نمیشه زدش 

یو میشه

یو حالت شیطانی اش را فعال میکند

حمله میکنه 

یو با فرید 1 ساعت مبارزه میکنه 

بعد 1 ساعت مبارزه 

فرید وقط مرگته

قلب یو رو از سینه اش میکشه بیرون

ادامه دارد

 

خب اول از همه این داستان قرار بود یه سال پیش منتشر شه ولی به خاطر یه سری چیزا کنسل شد

دوم هرکی تو این داستان شیپ شده نیاد منو بخوره من همینطوری شیپ کردم

سوم این تجربه ی لست اف واره  پس اماده گریه باشید

خب این 

داستان داستان رفقای بیانیه که میخوان  یکی به اسم سیا رو بکشن و بعد حالشو ببرن 

و این تیم به رهبری ردهوده یا من 

 

بله امروز مامان ویست یا ویست کبیر خودمون برگشت ادرس وبش

vistaweb.blog.ir

آیاتو :بعد چند ساعت دور زدن تو خیابونای شهر ،الان پشت میز تو کلاب نشستم و درحالی که درحد مرگ مست کردم 

به آدمای روبروم خیره شدم و بازم خاطرات لنتی 

چرا برا حداقل یک ساعت فاکی راحتم نمیزارن 

 

کاناتو : از نیمه شب گذشته و اون هنوز برنگشته !

رایتو :نگران نباش حتما الان تو کلابه ... بزودی میاد

رجی : مطمینی اخه با هون حالی که دیشب از در بیرون رفتا 

اصن معلوم بود که تا اصوب به پا نکنه ول کن نی

شو بچه ها تلوزیون یه خبری داره از ایاتو

بیاین

همه رفتیم سمت تلوزیون 

گوینده ی اخبار کشتار درکلاب ساعت 1:30 یک مرد وارد کافه شده تاساعت 3 مست میکنه و یک مرد رو میکشه   گفته میشه این مرد مسلح  به ار پی جی و ام 4 و دو تا برتا ام اسه این مرد موهاش قرمزه چشاش فسفریه و  کافیه ببینتتون تا بکشتتو اگه دیدینش سریع به پلیس اطلاع برسونین  الان ارتباط میگیرم از صحنه ی جرم 

خبر نگار سلام  به همه  تنها چی زی که معلومه از اینجا صدای شلیکه و هنوز کسی بیرون نیومده   

کلاب منفجر میشه 

خبر نگار اون مسلحه 

ایاتو سلام به همه مادر ***** همتون به مرگ  فرا میخنم 

تتتتتتق تتتقتققتتتقتقتقتقتق تق تق تق

گوینده ی اخبار هه هه ارتباط قطع شد اخبار تمومه

رجی جلل خالق ایاتو همه رو به گلو له بست

رایتو بد بخت کرد خودشو

سو با رو0o0

رایتو  باید بریم  کاناتو  بدو حاظر شو تانکو بردار بریم

رجی مگه میخواین جنگ راه بندازین

رایتو اون ایاتوی مستی کهتو خیابوناس خطر ناک تر از جنگه

شو فقط برو

رجی وایسید منم میام

یویی چه خبره کجا می رید 

رایتو داریم میرم ایاتو رو جم کنیم 

یویی مگه چیکار کرده 

رایتو الان وقتش نی

یویی چرا؟

رایتو میشه بس کنید

یوی چرا بس کنم هان

رایتو اون دیگه با تو نی از قیافش معلوم بود وقتی از اتاق بیرون اومد

یویی به من چه جنبه ی کات کردن نداره

رایتو اره به توچه  توهم از سر نیاز باهاش بودی 

یویی خفه شو

رایتو هرزه خانم پرو شده

رایتو کانتو جمع کن بریم

جمع میکنن و میرن

از زبون ایاتو

حمام خون درست کردم نشستم دوباره پی مست کردن 

تا صبحم مست کردم تا اینکه

دریدنگ دینگ

رایتو ایاتو سان

ایاتو سلا رایتو اوا سلام داداش 

ایاتو 3 تا نوشیدنی

رایتو چرا دیشب به همه شلیک  کردی

ایاتو حالم خوب نبود

رایتو هع حالت خوب نبود 

کاناتو ندیدی یویی چه رگ گردنص اندازه شلنگ بنزین شد

ایاتو اسمش رو نیار اون ..  اونن فقط... بلده بشکونه قلب ادمو 

فقط منو ببرین خونه

در باز شد 

روکی سلام ایاتو 

ایاتو هه از این یکی کمتر نداشتیم 

رایتو (زیر لب) مرتیکه بی موقع لاشی

روکی چرا نزاشتی بیاو....

ایاتو اسلحه ای که توش تیر نقره ای بود رو برداشت 

ایاتو به هیچ ربطی نداده من برای چی نزاشتم عشقم بیاد به شماها پابده

روکی ایاتو عشق هه با حوای من کار نداشته باش 

ایاتو تفنگ رو میبره سمت جای حساس و شلیکک میکنه

روکی اخخخخ ک*****م

ایاتو اقیم شدی مرتیکه ای که خودتو ادم صدا میکنی

روکی می.. میکشمت

ایاتو یه گولوله دیگه به دل و روی روکی میزنه

ایاتو دیگه زر نمیزنه

بر میگردن خونه 

یویی اوه خدای من  ببریدش تو اتاق 

سوبارو ت بیا اینجا

یویی اه روانی ایکبیری خفه

یویی تو رو خدا ایا تو ببخش منو

ایاتو یویی ... یو یی 

ایاتو ای .. لایو یوی

یویی ایاتو.... منم همینطور

ایاتورو بوس میکند 

 

اتمام پارت

 

اینجا  برلین بیان مینویسد

عاشق کمیک.عشق رزیدنت اویل.
یعنی شخصیت فقط ردهود و لئون کندی.
همین دیگه...
جمله سس ماستی:
سمت انتقام میری دوقبر حفر کن
من مث یه اشغال زندگی کردم حال میخوام مثل یه ادم باشرف بمیرم

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان
پیوندهای روزانه