اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن
۰۰/۷/۲۸ _ ۲۰:۲۴

اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن

اینجا برلین بیان مینویسد

۵۴۴ مطلب توسط «ردهود» ثبت شده است

میشه یکی بیاد بگع برای چویا در فصل4 میوفه

منگل تو برای من خیلی سکسی ای در هر صورت چه خراب چه سالم 

برام فرقی نداره باهمیم بقیه به ما چی میگن

بیا بامن 

فاکسی

سال ۲۰۳۸ مرکز فرماندهی  عملیات ساعت 6:00

همه ویدرت ها  رسیده بودن و دراز بودن

فاکسی منگل بیا اینجا

منگل الان میام 

رد گوستی  بیا بریم 

رد هانا بریم

بکبیم

لیان من برم 

گلدی مایکی هنری ماری شب بخیر

مایک نه نه نه اونا نبودن اونا انگار خودشون بودن 

مار منم برم 

هنری بریم که یه 2 ساعت بخوابیم

مایک موافقم

منگل فاکسی کارم داری 

فاکسی منگل این پیامک چی فرستادی 

منگل پیامک جدایی مون

فاکسی برای چی

منگل منو ببین من دیگه اون روباه خوشگل قبلی نیستم که ازت دل بردم

من یه دختر خرابم

فاکسی هه من اون روباهی که میشناختم به قیافش اهمیت نمیداد تو الان میخوای بگی که من دوست ندارم بخاطر قیافت

منگل اره..

فاکسی ببین منگل تو برای من سکسی ترین روباهی هستی که دیدم

فرقی نداره  باتو باشم بهم چی بگن 

بامن بیا

فاکسی منگل رو میبوسه 

بعد بوسه ی طولانی

به خواب میروند

ساعت 6 صبح

مایک هنوز بیداره و از اتفاقاتی که افتاده ناراحته 

از روی تختش پا میشه

میره توی اتاق دلایا میره رو تختش

دلایا بیدار میشه

و مایک میبینه 

دلایا ( خواب الود ) مایک اینجا چیکار میکنی

مایک اوه دلا یا نمی خواستم بیدارت کنم زهنم درگیر بود و گفتم بیام پیش

دلایا هه هه منم خر

دلایا یه زره کمتر هیز باش مایک

مایک خخخخخ

دلایا ممنون بیدارم کردی الان باید بیدار میشدم

دلایا از زیر پتو در میاد فقط لباس زیر تنش بود

پارازیت

اسپرینگ ترپ جوووووون باهمین تعریف میشه 1 ساعت جق زد 

.

چرا هارو روشن میکنه

و هیک مایک رو میبینه

خیلی هیکلی و سکسی

(نویسنده بسیار اوپنه)

دلایا سرخ میشه

مایک هم که از سکسی بودن بدن دلایا 

فکرای هیزی مینماید

دلایا میاد پیش مایک 

دلایا مایک حالت خوبه؟

مایک اره اره خوبم 

دلایا مایک از قیافت معلومه

مایک هیچی بابا توهمایی که امروز دیدم  رومخمه که چی باعثش شده

دلایا شاید قرصایی که رد بهت داد باعثشونه

مایک نه نه نه اونا انگار خودشون بودن

دلایا سخته

مایک چی سخته

دلایا همیشه پدرت بهت تو اون لباس بهت سرکوفت میزد

مایک اره سخته که نمیدونم کجاست که بتونم از اون لباس خراب درش بیارم 

بغضش گلوشو  مخدوش کرده بود 

مایک اون منو دوست نداش به خاطر همین من غرور کله ام روپر کرد بعد اون اتفاق..... 

چشماش رو بست و قطره اشکی از چشمش افتاد

مایک  من فقط میخواست اونو بترسونم باید به حرف بابام گوش میکردم

دلیا متاسفم برای اتفاقی که براش افتاد 

MAIK:TANK yoy

DLAIA:NOT THE WORKING

MAIK KISENG DLAIA

صبح روز عملیات شکار BALORA

ROD:GOD MORNENG GAIZ

DLAIA:HAY MAHAN

ماهان اماده ی عملیاتید 

همه بله قربان 

ماهان باید بریم خونه ی قدیمی

همه در سکوت بودند

MAIKE:NOT TO TAKENG BAC TOHOUS OFTON

ماهان متاسفانه بله 

MAIK:FAUK

MAIKE:JAST ATS FAUKKK

GOHST :WAT TEH FAUK ENG GOENG ON

MAIKE:DES AEZ BAD MEMOREZ

MAHAN: VERE VERE VERE  BAD MEMOREZ

LION :MEMOREZ BADDDDD

غروب روز عملیات

گروه رسیده بودن 

افتاب رفته بود 

همه جا قرمز شده بود 

شاخه های درختان دراز شده بود

محیط بوی خون گرفته بود

گروه جای وایمیسه

چون رد ماده ی سیاهی رو روی زمین میبینه 

رد خون خشک شده نیست چون رطوبت داره 

مایک اگنی*ماده ای قدرتمند تر از رمنت*

توضیجات

اگنی ماده ای سیاه رنگ که باعث قدرتمند شدن فرد میشود منبع ساخت این ماده خشم انسان راه نابودی هم ندارد

رمنت  ماده ی  سفید کهباعث جاودانگی میشود منبع ساخت ان تنفرانسان راه نابودی اتیش است

مایک ممکنه  

ردهود اماده باش

خونه افتون ها پیدا شده بود

MAREIONTE:OH MAY GOD ATS YOR HOUS TO FATER GOLDEN FEREDE

MAIK:ATS NOT HAPE HOUSE 

GOLDEN FEREDE : YES AFCORS

 

ROD :I HEITED SCERE HOUS AND  HOUS NOT HAPE

GOHST:ME TO 

MAIKE:GO TO FAUKENG HOUS

 

TO HOUSS AFTONS HOUS 2:00

داشتن راه میرفتند که به اتاق  کنی میرسدند 

که صدای اه ناله ی یک دختر ار میشنوند ناله ی منگل بود نایتمر منگل

ماهان یه دختر داره با دوست پسرش بدون اجازه ی مامان و باباش سکس میکنه 

MANGEL:GOD JAST KELING NAITMER  FAXE 

FAXE: FAUK FAUK FFFFAUUUK

MAIK:HESSS I VANT LISENT 

ماهان معاشقشونو

نایتمر منگل اه اه اه اه فاکسی جون یکم محکم تر بزن

ناله ها تبدیل به جیغ شد

~

پارازیت

اسپرینگ ترپ بزار برم خانومی رو نجات بدم

ماهان نرو بری برگردی زنت میکشتت

اسپرینگی نههههه نمیخوام حامله شه 

با یک میله ی اهنی اسپرینگی را بیهوش میکند 

ماهان ببخشید بریم

~

ماهان اوه اوه چقد تند زده

نابتمر منگل اهههههه اههههههه فاکسییی خونم اومد

ماهان مثل اینکه نایتمر ها پردشون* زده میشه

توصیحجات

پرده ی بکارت پوست نازکی که رو ی واژن *قرار دارد که با روش های رابطه ی با دخول* پاره میشود و بعد چند قطره خون میاید مگه اینکه به دیواره های  واژن اسیب زده باشه

واژن اسم دیگه کص

 رابطه ی جنسی یعنی سکس

دخول یعنی کیر توکص تو کون

~

نایتمر منگل اوففففف فاکسی بکن توکنم خیلی تند 

ماهان این داستان منگل وحشی میشود و به فاکسی میگه محکم بکن تو کونم 

MANGEL:OH FAUK MAHAN

MAHAN :HAHAHA

مایک دیگه بریم

ماهان اوکی بریم نمیخوام حامله شدن بانوی سکسی دیگه ای رو ببینم

منگل دهنت سرویس

نایتمر فاکسی اوفف بزار یکم از کصت بخورم

منگل میخوام کل کیرتو تو دهنم جا کنم

ماهان (با خنده) شت

بریم

همه میرن میرسن به اتاق ویلیام 

همه یک جا قایم میشن

نایتمر فردبر: ریون بیا منو تو هم بریم رو تخت

ریون : من نه 

ماهان ناموسا شما دوتا ماریونته و گلدی سکس کردین

گلدی (کسیدی): اره تو سال ۱۹۸...

گلدی(کنی):شات اپ کسدی

شادو فردی:۱۹۸۷ تو موزیک باکس شب سوم

گلدی شت

ریون تنش میخوره به دیوار

ریون : نایتمر داری یه زره عجیب میشه نزدیک من... اههه اهههه

دیگه دی شد بود کیر نایتمر فردبر دخلش بود 

هنری نانا دفا.....ک

ماهان اینجایی 

هنری اره

ماهان خب تو اینجا بمون پوشش خبریمون بده

هنری اوکی

مایک بریم

حمله میکنند 

نایتمر و زخمی میکنن ریونه رو با شات گان میزنن

نایتمر فردبر رو هم میکشن

میرن پائین تو ی سیستر لوکیشن

میرن تو سالون رقص بالورا

مایک با داد بالورا یا بهتره بگم مامان کلارا

بالورا: کی تو اتاق من داره حرف میزنه

مایک:منم مامان 

بالورا میپرد 

مایک جاخالی میده

به بالورا شلیک میکند 

بالورا زخمی میشه و صورتش خراب میشه و میبینه مایک اسلحه رو جلوی روش گرفت 

اما اسپرینگ ترپ میاد و نمیزار بالورا رو بکشند

اسپرینگ ترپ: نه نه الان زود ه 

دلایا به اسپرینگ حمله میکنه

اسپرینگی : اوا هنوز مثل قدیم از کوره درفتی باز

اسکرپ بیبی با سکوت داره دلایا رو نگاه میکنه 

اسپرینگی: اوه پسر عوضیمو ندیدم چرا شریک عوضیم اینجا نیست هان

مایک من اینجام بابا 

اسپرینگ اااا اینجا بودی به هر حال دیگه من برم همه داخل ۱ پورتال به ۱ قلعه میرن

ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هووووو

ردهود ارمی ۱۰۰ نفره شد بریم برا ۱۰۰۰ تایی و بعدم ۱۰۰۰۰ و بعدش ۱۰۰۰۰۰۰تایی

اولی که رائسشون 

صدرا

دومی 

عرفان 

سومی 

سپهر

چهارمی

ای جی(دلم بلا این داداشمم تنگههه)

پنجمی

شینیا (برا اینیکی خیلی بیشتر )

دیگه اینارو اذیت کنید  فقط میکشمتون

اول از همه رائسشون

ماعی

دومی

شهلا

سومی

فکر کنم همینا بود

حالا اگه خایه داری به من فحش خواهر بده یا خواهرامو اذیت کنن جرتتتت میددم

لطفا کمکم کنید هر کی کال اف بازی میکنه  نام کاربری منو بده صدرا

یا نام کاربریمو بهش بدین

GOHST87

حتی .. حتی اخرین لحاظتم به یادتم سیلوی تو الان داری به کی فکر میکنی

~

هشدار : این داستان کل فصل1 لوکی رو اسپویل میکنه

لوکی اینجا چه گوریه

موبیوس تی وی ای 

تو کی هستی

لوکی دستگاه تلپورت زمانیتو بده موبیوس

موبیوس چرا بدم 

یکهو میگرم موبیوسو میزنم تلپورت بی 15 رو میدزدمو میرم تی وی ای اصلی

لوکی موبیوس 

موبیوس

موبیوس لوکی 

لوکی الان فقط یکم نوشیدنی میخوام

موبیوس نوشیدنی بیارید

موبیوس بیا بریم به دفترم

بعد از کمی نوشیدنی خوردن

لوکی :فقط یه بار به ینفر اعتماد کردم و بهش خیانت نکردم 

لوکی عشق واقعا خنجر که با هر ظربش همراه دنده ها اشک هم میکشه بیرون 

لوکی بعدش هه با یه بوس بهم خیانت کرد 

موبیوس اوه پسر

لوکی بعد زد کانگ رو کشت 

بعدم مولتی ورس رو انجام داد

الان ممکنه جنگ بین مولتی ورسی رخ بگیره

اصن بیا خودت ببین 

اون خاطرات خودش رو اسلاید میکند

سیلوی 

حمله میکنده به کانگ 

اون سیلوی رو میکشه عقب 

لوکی :سیلوی یه لحظه بهش فکر کن 

سیلوی فکری نداریم بکنیم بهتره بکشیمش

لوکی اگه دیکتاتور بره با چی جاشو پر کنیم

سیلوی اهان پس تاج تخت میخوای من با چه عقل سلیمی بهت  اعتماد کردم؟

لوکی این فکریه که درمورد من میکنی 

واقعا

بخاطر اینه که تو نمیتونی اعتماد کنی و منم غیر قابل اعتمادم

شروع میکنند به جنگ 

شمشیر ها به هم میخورند 

لوکی سیلوی بس کن

سیلوی بیا منو بکش تا به تاج تخت برسی

جادوها به اسیب میزنند

و در اخر لوکی غیب میشود 

سیلوی دارد کانگ رو میکشد که 

لوکی جلوی شمشیر سیلوی ظاهر میشود

لوکی سیلوی نکن

نکن

اوکی

لوکی من تخت و پادشاهی نمیخوام من فقط... فقط میخوام  تو حالت خوب باشه 

سیلوی لوکی رو میبوسد

سیلوی اما من تو نیستم

لوکی را در یک تی وی ای دیگه پرت میکند

لوکی فهمیدی

موبیوس لوکی الان خوبی 

لوکی نه فقط پرم

قلعه ی کانگ 

سیلوی داره گریه میکنه 

تلپورتر کانگ رو بر میداره و به تی وی ای اصلی رفت

سیلوی موبیوس موبیوس

لوکی به خانم خیانطکار

سیلوی لو...کی ...... (بغض گلوشو میگره )دنبالت گشتم اینجا بودی

لوکی  نمیخواد دنبال من باشی فعلا دنبال یه راه باش که گند مولتی ورست رو درست کنی

سیلوی لو......کی......من...

لوکی هیسسس دیگه حرف خودم پیش بینی کنم دوست دارم همش دروغه حرفتو باور نمیکنم

سیلوی بار دیگه بعض میشکند 

سیلوی چطور دلت هققققققققق میاد که بامن اینطوری صحبت  کنی منکه دوست 

دارم

لو‌کی تو چطوری باکسی که بهش خیانت کردی و عاشقش بودی صحبت میکنی

سیلوی زانو میزنه و همینطور اشک میرزه 

 سیلوی اگه هنوز دوسم داری هققققق یه بار دیگه بیا بغلم کن بزار بغلت جای ارامشم  باشه هققققققق

لوکی پربود ولی حواسش دست خودش بود قدمی به سمت سیلوی  ولی وایساد دو انتخاب داشت بره و دیگه بر نگرده یا با او بمونه

رفتن 

موندن*

لوکی سیلوی را در اغوش خود گم میکند سیلوی گریه  میکند

لوکی من معلومه دوست دارم اما تو چی

سیلوی قول هقققق قول میدم دست داشته باشم

ادامه داره

 

لازمت دارم
اینجا  برلین بیان مینویسد

عاشق کمیک.عشق رزیدنت اویل.
یعنی شخصیت فقط ردهود و لئون کندی.
همین دیگه...
جمله سس ماستی:
سمت انتقام میری دوقبر حفر کن
من مث یه اشغال زندگی کردم حال میخوام مثل یه ادم باشرف بمیرم

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان
پیوندهای روزانه