اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن
۰۰/۷/۶ _ ۲۳:۳۶

اینجا برلین بیان مینویسد

سمت انتقام میری دو قبر حفر کن

اینجا برلین بیان مینویسد

۹ مطلب با موضوع «فناف» ثبت شده است

منگل تو برای من خیلی سکسی ای در هر صورت چه خراب چه سالم 

برام فرقی نداره باهمیم بقیه به ما چی میگن

بیا بامن 

فاکسی

سال ۲۰۳۸ مرکز فرماندهی  عملیات ساعت 6:00

همه ویدرت ها  رسیده بودن و دراز بودن

فاکسی منگل بیا اینجا

منگل الان میام 

رد گوستی  بیا بریم 

رد هانا بریم

بکبیم

لیان من برم 

گلدی مایکی هنری ماری شب بخیر

مایک نه نه نه اونا نبودن اونا انگار خودشون بودن 

مار منم برم 

هنری بریم که یه 2 ساعت بخوابیم

مایک موافقم

منگل فاکسی کارم داری 

فاکسی منگل این پیامک چی فرستادی 

منگل پیامک جدایی مون

فاکسی برای چی

منگل منو ببین من دیگه اون روباه خوشگل قبلی نیستم که ازت دل بردم

من یه دختر خرابم

فاکسی هه من اون روباهی که میشناختم به قیافش اهمیت نمیداد تو الان میخوای بگی که من دوست ندارم بخاطر قیافت

منگل اره..

فاکسی ببین منگل تو برای من سکسی ترین روباهی هستی که دیدم

فرقی نداره  باتو باشم بهم چی بگن 

بامن بیا

فاکسی منگل رو میبوسه 

بعد بوسه ی طولانی

به خواب میروند

ساعت 6 صبح

مایک هنوز بیداره و از اتفاقاتی که افتاده ناراحته 

از روی تختش پا میشه

میره توی اتاق دلایا میره رو تختش

دلایا بیدار میشه

و مایک میبینه 

دلایا ( خواب الود ) مایک اینجا چیکار میکنی

مایک اوه دلا یا نمی خواستم بیدارت کنم زهنم درگیر بود و گفتم بیام پیش

دلایا هه هه منم خر

دلایا یه زره کمتر هیز باش مایک

مایک خخخخخ

دلایا ممنون بیدارم کردی الان باید بیدار میشدم

دلایا از زیر پتو در میاد فقط لباس زیر تنش بود

پارازیت

اسپرینگ ترپ جوووووون باهمین تعریف میشه 1 ساعت جق زد 

.

چرا هارو روشن میکنه

و هیک مایک رو میبینه

خیلی هیکلی و سکسی

(نویسنده بسیار اوپنه)

دلایا سرخ میشه

مایک هم که از سکسی بودن بدن دلایا 

فکرای هیزی مینماید

دلایا میاد پیش مایک 

دلایا مایک حالت خوبه؟

مایک اره اره خوبم 

دلایا مایک از قیافت معلومه

مایک هیچی بابا توهمایی که امروز دیدم  رومخمه که چی باعثش شده

دلایا شاید قرصایی که رد بهت داد باعثشونه

مایک نه نه نه اونا انگار خودشون بودن

دلایا سخته

مایک چی سخته

دلایا همیشه پدرت بهت تو اون لباس بهت سرکوفت میزد

مایک اره سخته که نمیدونم کجاست که بتونم از اون لباس خراب درش بیارم 

بغضش گلوشو  مخدوش کرده بود 

مایک اون منو دوست نداش به خاطر همین من غرور کله ام روپر کرد بعد اون اتفاق..... 

چشماش رو بست و قطره اشکی از چشمش افتاد

مایک  من فقط میخواست اونو بترسونم باید به حرف بابام گوش میکردم

دلیا متاسفم برای اتفاقی که براش افتاد 

MAIK:TANK yoy

DLAIA:NOT THE WORKING

MAIK KISENG DLAIA

صبح روز عملیات شکار BALORA

ROD:GOD MORNENG GAIZ

DLAIA:HAY MAHAN

ماهان اماده ی عملیاتید 

همه بله قربان 

ماهان باید بریم خونه ی قدیمی

همه در سکوت بودند

MAIKE:NOT TO TAKENG BAC TOHOUS OFTON

ماهان متاسفانه بله 

MAIK:FAUK

MAIKE:JAST ATS FAUKKK

GOHST :WAT TEH FAUK ENG GOENG ON

MAIKE:DES AEZ BAD MEMOREZ

MAHAN: VERE VERE VERE  BAD MEMOREZ

LION :MEMOREZ BADDDDD

غروب روز عملیات

گروه رسیده بودن 

افتاب رفته بود 

همه جا قرمز شده بود 

شاخه های درختان دراز شده بود

محیط بوی خون گرفته بود

گروه جای وایمیسه

چون رد ماده ی سیاهی رو روی زمین میبینه 

رد خون خشک شده نیست چون رطوبت داره 

مایک اگنی*ماده ای قدرتمند تر از رمنت*

توضیجات

اگنی ماده ای سیاه رنگ که باعث قدرتمند شدن فرد میشود منبع ساخت این ماده خشم انسان راه نابودی هم ندارد

رمنت  ماده ی  سفید کهباعث جاودانگی میشود منبع ساخت ان تنفرانسان راه نابودی اتیش است

مایک ممکنه  

ردهود اماده باش

خونه افتون ها پیدا شده بود

MAREIONTE:OH MAY GOD ATS YOR HOUS TO FATER GOLDEN FEREDE

MAIK:ATS NOT HAPE HOUSE 

GOLDEN FEREDE : YES AFCORS

 

ROD :I HEITED SCERE HOUS AND  HOUS NOT HAPE

GOHST:ME TO 

MAIKE:GO TO FAUKENG HOUS

 

TO HOUSS AFTONS HOUS 2:00

داشتن راه میرفتند که به اتاق  کنی میرسدند 

که صدای اه ناله ی یک دختر ار میشنوند ناله ی منگل بود نایتمر منگل

ماهان یه دختر داره با دوست پسرش بدون اجازه ی مامان و باباش سکس میکنه 

MANGEL:GOD JAST KELING NAITMER  FAXE 

FAXE: FAUK FAUK FFFFAUUUK

MAIK:HESSS I VANT LISENT 

ماهان معاشقشونو

نایتمر منگل اه اه اه اه فاکسی جون یکم محکم تر بزن

ناله ها تبدیل به جیغ شد

~

پارازیت

اسپرینگ ترپ بزار برم خانومی رو نجات بدم

ماهان نرو بری برگردی زنت میکشتت

اسپرینگی نههههه نمیخوام حامله شه 

با یک میله ی اهنی اسپرینگی را بیهوش میکند 

ماهان ببخشید بریم

~

ماهان اوه اوه چقد تند زده

نابتمر منگل اهههههه اههههههه فاکسییی خونم اومد

ماهان مثل اینکه نایتمر ها پردشون* زده میشه

توصیحجات

پرده ی بکارت پوست نازکی که رو ی واژن *قرار دارد که با روش های رابطه ی با دخول* پاره میشود و بعد چند قطره خون میاید مگه اینکه به دیواره های  واژن اسیب زده باشه

واژن اسم دیگه کص

 رابطه ی جنسی یعنی سکس

دخول یعنی کیر توکص تو کون

~

نایتمر منگل اوففففف فاکسی بکن توکنم خیلی تند 

ماهان این داستان منگل وحشی میشود و به فاکسی میگه محکم بکن تو کونم 

MANGEL:OH FAUK MAHAN

MAHAN :HAHAHA

مایک دیگه بریم

ماهان اوکی بریم نمیخوام حامله شدن بانوی سکسی دیگه ای رو ببینم

منگل دهنت سرویس

نایتمر فاکسی اوفف بزار یکم از کصت بخورم

منگل میخوام کل کیرتو تو دهنم جا کنم

ماهان (با خنده) شت

بریم

همه میرن میرسن به اتاق ویلیام 

همه یک جا قایم میشن

نایتمر فردبر: ریون بیا منو تو هم بریم رو تخت

ریون : من نه 

ماهان ناموسا شما دوتا ماریونته و گلدی سکس کردین

گلدی (کسیدی): اره تو سال ۱۹۸...

گلدی(کنی):شات اپ کسدی

شادو فردی:۱۹۸۷ تو موزیک باکس شب سوم

گلدی شت

ریون تنش میخوره به دیوار

ریون : نایتمر داری یه زره عجیب میشه نزدیک من... اههه اهههه

دیگه دی شد بود کیر نایتمر فردبر دخلش بود 

هنری نانا دفا.....ک

ماهان اینجایی 

هنری اره

ماهان خب تو اینجا بمون پوشش خبریمون بده

هنری اوکی

مایک بریم

حمله میکنند 

نایتمر و زخمی میکنن ریونه رو با شات گان میزنن

نایتمر فردبر رو هم میکشن

میرن پائین تو ی سیستر لوکیشن

میرن تو سالون رقص بالورا

مایک با داد بالورا یا بهتره بگم مامان کلارا

بالورا: کی تو اتاق من داره حرف میزنه

مایک:منم مامان 

بالورا میپرد 

مایک جاخالی میده

به بالورا شلیک میکند 

بالورا زخمی میشه و صورتش خراب میشه و میبینه مایک اسلحه رو جلوی روش گرفت 

اما اسپرینگ ترپ میاد و نمیزار بالورا رو بکشند

اسپرینگ ترپ: نه نه الان زود ه 

دلایا به اسپرینگ حمله میکنه

اسپرینگی : اوا هنوز مثل قدیم از کوره درفتی باز

اسکرپ بیبی با سکوت داره دلایا رو نگاه میکنه 

اسپرینگی: اوه پسر عوضیمو ندیدم چرا شریک عوضیم اینجا نیست هان

مایک من اینجام بابا 

اسپرینگ اااا اینجا بودی به هر حال دیگه من برم همه داخل ۱ پورتال به ۱ قلعه میرن

ادامه دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یه زمانی خانواده داشتم خانواده ای شاد بی غم غصه  ولی ..... اون نابود شده ومن نمیخوام کسی دیگه از رنج بی خانواده بودن رنج بکشه

بگزار خودمو فدای خانواده ها بکنم

مایکل افتون

~

ردهود حال مایک بد شده گروه بتا وضعیت چطوره 

دلایا وضعیت خوبه رسیدیم 2003 فزبر فرایت

ردهود مام داریم میایم 

ردهود پورتال رو باز میکنه 

میرن داخل 

سال 2003 فزبر فرایت

مایکل من کجام من من

ردهود تو توی فزبر فرایتی

مایکل اوهوم 

دلایا حالت خوبه مایکل

مایکل خوبم 

دلایا اینجا فزبر فرایته  که داخلش اسپرینگ ترپو پیدا کردم

مایکل قطعا اینجاست نقطه ی مرگ پدرم 

دوباره توهم 

اسپرینگ ترپ سلام 

اسپرینگ ترپ پسرم تویی  بیا بغلم 

اسپرینگ ترپ پسر احمق من بیا بغل من

اسپرینگ ترپ میدونی تو  برام هیچ ارزشی نداشتی اولاش ولی الان میفهمم 

چقد شبیه منی 

اسپرینگ ترپ توهم مث من یه عوضی ای

مایک سرشو تکون میده توهم میره

میرسن به جایی کهپدرش مرد

مایکل اینجاس

ویلیام پسرم رسیدی

مایکل بابا من .... تا ته این دنیا متاسفم 

ویلیام منم همینطور بیا بغل

مایکل بغلش کرد

مایکل دلم برات تنگ شده بود

ویلیام منم همینطور

تبدیل به اسپرینگ ترپ میشود 

اسپرینگ ترپ پسر عوضی من 

مایکل میفهمه از بغلش میاد بیرون 

اسپرینگ ترپ میخنده  وحمله میکنه بایه مشت دیوار رو حورد میکنه

دوباره حمله میکنه و دوبار مشتش خطا میره 

اسپرینگ ترپ یه جا وایسا بزار بکشمت پسرم

ردهود امونش ندید

ماریونته شلیک میکنه 

ماریونته اسپرینگ ترپ 

دلایا میکشیمت

در هر طرف اسپرینگ ترپ به گلوله بسته میشه

منگل رد کارتو اه

ردهود ویلیام متاسفم 

روحشو بر میداره

ویلیام پسرم چرا

سال 1987 فردی فزبری جونیور

ردهود رسید

ردهود این روح رو که گرفتیم بر میگردیم خونه

مایکل چرا بر میگردیم 

رد که برت گردونیم خونه 

مایک من حالم خوبه نمیخواد 

رد من میدونم داری توهم میبینی 

مایک من نمیرم خونه

رد تو میری

مایک برو بابا

رد چرا خودتو انقد اذیت میکنی 

هنری مایکل راست میگه باید بری خونه

ماریونته ببین مایکل بعد گرفتن روح من بر میگردی خونه

ماریونته نمیشه برم خونه

فاکسی میری خونه

منگل ما خوب تورو میخوایم

فانتایم فاکسی  درسته مایکل

فانتایم فردی برو خونه استراحت کن

مایکل من یه زمانی یه خانواده داشتم خانواده ای بدون غم قصه ولی یه روز.... 

اون نابود شده من نمیخوام کسی از جمع ما از بی خانوادگی رنج ببره پس بزار خودمو راحت تر فدای خانواده ها کنم رد

رد ببین مایکل من نمیتونم بشینم ببینم تو داری اب میشی 

از خستگی 

هیچکاری هم نکنم 

مایک رد ببین من تا این کارو تموم نکنم اروم نمیشینم خوم میرم روح هارو جمع میکنما

رد اوکی اوکی

گوست یعنی چی اوکی

گلدی بس کن مایک باید بری خونه 

لیان اینطوری خودتو میکشی 

مایک من خونه برو نیستم 

رد اصن همه میرم  خونه ویدرت ها کارشونو بلدن

مایک چی بگم نمستونم راضیت کنم باشه 

دوباره توهم 

اسپرینگ ترپ اره زودتر  به حرفش گوش بده 

مایک  من دوباره توهم میبینم 

اسپرینگ ترپ اره ولی یه زره بهتر از کابوسو توهمه 

مایکل ولم کن لعنتی

~

اسپرینگ ترپ  بابا جان یه زره شل کن لذت ببر 

ماهان شل کردن تایم میخواد

عوامل اقا جان زود باش ادامه رو بده

اسپرینگی اخه من بدون این عوامل بی ناموس چیکار کنم 

یعنی یه وقت زد حال نباشی نمیگن لالی

ماهان حالا دیگه پارازیت بسه

~

میرسند پشت رستوران 

ویلیام همین الان میکشمت

هنری ویلیامو بی هوش میکنه 

دخترشو بغل میکنه و

هنری متاسفم دخترم

دخترش به ماریونته تبدیل میشه 

رد اورا میکشد و روحش رو بر میدار

ادامه دارد

 

پارت بعدی بگذار برایم سوگواری کنند

 

تنها یادگارم از خونه ی خودم همین بلاچاو ست تنها چیزی که یاد خونه مینزتم همینه

ناماتینا میسونال ساتو او بلاچاو بلاچاو بلاچاو بلاچاو چاو چاو چاو

ردهود

~

سال 1983 رستوران بیبی سیرک

گوست اینجا رسوران سیرکس بیبیه

جایی که مرگ لیزی اتفاق میوفته اونطور که ماهان گفته

چند دقیقع بعد  

پورتال باز میشود 

______________

اسپرینگ ترپ : سلام بچه ها منم عمو اسپرینگی من شدم پارازیت داستان تا یه زره فرصت گریه تون بیشتر شه

_______________

ردهود رسیدیم

مایک اره یادم میاد اونروزو

درست همینجا 

فاکسی من اینجارو ندیدم

مایک نیومدی که بیینی 

ردهود ولی من شباشو دیدم

مایک خدا نکنه بیای نگهبان اینجا  بشی 

مایک اون انرد خرررر کار دستت میده

ردهود الان   از لحاز زمانی انارد وجود نداره

مایک همون بالورا و بیبی و فانتایم ها دهنتو سپر مدافع میکنن

ردهود دقیقا

گوست رد اینجا چه میکنی

رد ماموریتم تموم شد اومدم کمکت

لیان کجا بودی این سر گروه هیچی نمیدونه  

گلدی ردهود درست میگه لیان این خیلی احمقه

رد ببین من به حاطر همون5% وجود داداش مایک درونت  باشه نمیزنم فکتو بیارم پاین 

همینطوری که از بدم میاد کسدی فهمیدی عوضی دیگه گه میخوری به رفیقم توهین کنی 

گلدی باشه  نخور منو نخور

گلدی زیر لب یه اسکرجامپی بعد سهمته که نگو.

رد چه زری گفتی  یه کاری نکن تا اخر داستان تو فقط بتونی بگی ایتس می فقطا 

گلدی چرا منو نشخوار میکنی بی اعصاب 

لیان بی اعصابه دیگه 

رد بیاین بریم زودتر 

داخل  رستوران میشوند

کمی راه میروند در انجا مایک توهم میزنه اسپرینگ ترپ یه گوشه وایساده.

اسپرینگ ترپ مایکی مایکی مایکی میدونی چقد عوضی بودن سخته ؟ بهتره بگم اره 

چون تو هم یه عوضی هستی 

در انجا چند تا رو رو میبیند که ماسک رباتا رو زدند و کسی که ماسک گلدن فردیو زده بود

ماسک گلدی داداشی داداشی 

مایک سرش رو میگره 

افکارش

جیغغغغععغغغغ

صدا پاشیدن خون 

وجود عزرایل 

درکنار  وجود پدرش رو احساس کرد

اسپرینگ ترپ عوضی بازی رو تمو کن و تسلیم من شو پسرم

صدای کلمه ی عوضی در سرش میپیچد

مایک سرش رو تکون میده 

بر میگرده به جایی که بود 

رد حالت خوبه مایک 

مایک اره سرم درد گرفت یه زره 

گوست مطمنی حالت خوبه 

مایک بیاین روحو بگیریم بریم خونه 

لیان بریم 

گلدی ما که برا همین اینجایم 

فاکسی زود باشید دیگه 

وارد اتاق بیبی شدن

بیبی داشت اواز میخوند

5 بچه تو اتاق بودن 

ساعت 2 بعد از ظهر 

تنها یک بچه توی سالن بیبی بود 

الیزابت

مایک جلو رفت

مایک الیزابت 

الیزابت داداشی  اومدی 

مایکی اومدم اومدم اره برای تو 

الیزابت فکر کردم درحال اذیت کردن کنی هستی و نمیای اینجا

در انی از ثانیه تبدیل به اسکرپ بیبی  شد

اسکرپ بیبی داداشی مایکل

اسکرپ بیبی

به مایک حمله میکنه ما جا خالی میده

اسکرپ بیبی به عنوان یه عوضی خوبی

مایک این کلمه رو شنید و قفل کرد و داشت میمرد

رد امونش ندید

اسکرپ بیبی میخواست  به مایک  اسیب بزنه ولی رد اونو پرت کرد

عقب و دست گذاشت وسط صورتش و کشید به سمت چپ

رد وقتشه بمیری

رد از زمین بلند شد و شروع کتک زدن اسکرپ بیبی میکنه 

با میله ی اهنی 

گوست یاخودا

لیان جدی جدی پارش کرد

با میله ی اهنی اسکرپ بیبی رو کشت

و اسکرپ بیبی تبدیل به الیزابت شده

الیزا بت داداش ی درد داره

رد  روحبر میداره 

مایک الیزابت کو چولو اروم بخواب 

مایک بیهوش میشود 

ادامه دارد

پارت بعد  بگذار خودمو فدای خانواده ها کنم 

 

 

 

همه قوی باشید ما جاودانه زندگی میکنیم 

توی خونواده افتون همه چی خوبه

زندگی ها به جنون کشیده شده 

همه چی توی خونواده ی افتون مثل جهنمه

اهنگ اسکرب بیبی

~

صدای مادرم تو سرم 

پسر عوضیت کنی رو گذاشت تو دهن هیولا بعد میگی اروم باشم 

توهم که هه فقط دود میکنی این لعنتی رو 

پسرم چرا....

دارم توهم میزنم هان  

فکر میکردم منو دوس داری

مایک الیزابت 

انارد (باصدای بیبی)این دروباز کن این فقط درد یه لحظه ایه

مایک ذهن لعنتی تمومش کنننن

داداشی چرا صداش تغیر میکنه چرا منو کشتی چرا با من اونکارارو کردی

مایک نه نه نه نه 

ویلیام   پسرم 

در انی از ثانیه ای  به اسپرینگ ترپ تبدیل شد

اسپرینگ ترپ  بیا پیشم بیا تا تو رو پیش خونواده ببرم 

از خواب بلند شدم

دلایا مایک چرا انقد حالت خرابه 

رد داشتی کابوس همیشگیتو میدیدی

مایک اره

رد راحت باش 

مایک خیلی خب روح بعدی کیه 

رد مایک مگه ندیدی  گذشته واقعا ترسناکه نمیتونی تو ندیدی مادرت بهت چی گفت

دلایا نمیتونیم بزاریم 

مایک نه رد نمیتونم نمیتونی نه نه نه 

فاکسی مایک به خودت بیا مهم نی میخوای چیکار کنی تو الان حالت خوب نی

مایک فاکسی نمیتونم 

از زبون رد

دیدم حال ماقک بده ولی نمیتونستم جلوشو بگیرم 

گفتم

رد خب اوکی ولی فقط به حرف من گوش میدی

مایک باشه

رد من و گوست برا استراحت میریم  دلایا تو میمونی بالا سرش

اونو میکسه تو اتاق

گوست رد داری چه گهی میخوری نمیبینی حالش بده

رد  هه مگه نمی بینی

نمیمونه خودش میره دهنش سرویس میشه 

با ما باشه بهتره

گوشت میدونی چی این سفرو خطری میکنه رد تو دقیقا تو هر وقت  باتوست من احسا خطر میکن

ردببین فک نکن بهترین رفیقمی که هستی ولی من هیچوقت نظرم عوض نمیشه

هانا چیشده چرا انقد دعوا میکنید  هان

رد هیچی نیس هانا یه سو تفاهم  کوچیکه

هانا ردهود  مایک واقعا دیگه نمیکشه

رد بزارین هوا بخوره خسته ست می فهمم چی میکشه پس  ولش

هانا اوک

از زبون مایک

خب مایک وقتشه یکم حرف بزنی باش

این چطوره دلایا میای دوباره باهم باشی

یا چقد خوشگل شدی

یا حرف زدن در مورد این که من چقد بد بختم

گزینه 1 بهتره

مایک دلایا 

دلایا  بله

مایک من خیلی اون روزایی که باهم بودیمو دوس داشتم 

اگه فقط یه زره شانس داشتم  الان تو بودی من 

دلایا امم مایک تو بودی و من یعنی چی

مایک تو میشدی خانوادم 

مایک دلایا رو بوس میکنه

مایک دلایا من ازتمیخوام باهم باشیم

قیافه ی دلایا سرخ شد

دلایا مممایکل..... اممممم اااااا... ههههه ..... را......راستش منم اون روزا رو دوست دارم هنوزم خاهم داشت ووو......ولی  ...... چطوری بگم منم.. بدم نمیاد باهم باشیم 

لبخندی خجالت امیز زد و منو بغل کرد

در همون لحظه رد و گوست اومدن

در انی از ثانیه  پریدیم

ردهود وهو هههه فکرای هنتایی مایکل 

مایک من . هان چی کجا نه نه نه یهسو تفاهمه

گوست در دیددینگ دریدیدنگ دیدینگ 

مایکل بس کنید 

گوست خخخخخ عمر

مایکل با خنده هه هه هه هه ههه ههه ممیکشمت

همه میخندیم 

فراداشب سا 1:00

رد همه اماده ی رفتنیم 

همه بله 

رد لیون و گوست و گلدی یه تیمن

منو مایک و فاکسی یه تیم 

دلایا و ماریونته و منگل یه تیم پشتیبان

فریماه و هانا و هنری فانتایم فردی و فانتایم فاکسی

هستیم

خب گروه الفا یعنی گروه من میره سال 1983 روز گاز گرفتگی 

گروه براوو یعنی گروه گوست میره سال 1983 رستوران بیبی سیرک

گروه بتا یعنی گروه دلایامیره 2003 فزبر رایت

گروه استار یعنی گروه فریماه میره سال 1987 ماریون ته 

ویدرت ها میرن سراغ بقیه روح ها

همه شیر فهم شدن 

همه بله قربان

رد راستی یه چیز دیگه دلایا مواظب اسپرینگ ترپ باش

دلایا باشه

رد وقت راه افتادنه

پرتال هارو باز میکنه میرن داخل

1983 فردی فمیلی داینر

وارد شدن

مایک اینم از روزی که اتفاق میوفته اینه شما اون پسری که نقاب فاکسی رو زده خفت کنید ماسکشو بدین به من من با داداشم حرف میزنم و بعد میزنینش 

رد مای فقط مواظب خودت باش 

فاکسی راس میگه

رد فاکسی خفط ماسک فاکسیو بگیر منم اینجام 

فاکسی میره خفت بچه رو میگیره وماسکو ور میداره

فاکسی اینو میخواستی 

رد واو زری ندارم مایک بگیرش برو 

مایک میره سمت جایگاه فرد بر

پسر بچه لباس راه راهی رو میبینه که عروسک گلدن فردی رو داره

اون کنیه

کنی دیر کردی داداشی 

دوباره صداشو شنیدم

مایک کنی بدو بغل داداشی

کنی میره بغل مایک 

مای بغش میشکنه وگریه کنان اونو تو اغوشش نگه داشت و ولش نمیکنه

مایک متاسفم داداشی

ناگهان تبدیل به فرد بر میشه

فرد بر منم متاسفم داداشی

صدای شلیک تق تق تق تق تق تق

کنی داداشی چرا با من اینکارو میکنی

مای کنی رو بغل میکنه و زار میزنه

مایک کنی هیچی نیست ..هققق داداشی اسکال نداره زود خوب میشی زود زود

رد روح کنی رو بر میداره

و مایک دوباره تو همون جا وجود عزادیل را دید

مایک کنی دوست دارم 

 

 

توهمونی هستی که دوسش دارم فرقی نداره روحت چی باشه فرقی نداره یه اتیماتوریک خراب باشی فرقی نداری برای من تو کسی هستی که سالها منتظرش بود که دریچه ی قلبم رو به روش باز کنم

من حتی حاظرم برات باخودم بجنگم تو عشق زندگیمی همه چیزمی همه چیز یه پسر بچه که الان یه مرد  بزرگ شده تو همون عشقی برای من منگل

~

3 روز بعد 

گوست : ماشین زمان حاظره

فاکسی: اممممم مایک شنیدم یه کاری داری

مایک: اوه اره امم چطور بگم این دست بندا برای بردن روحه هرکی به بالورا توی این سفر دیداول نابودش کنه بعد روحش برادره و برای مت پورت کنه بریم داخل

هنری:مایکی مطمعنی !

مایک: اره

ردهود :مایک یه لحظه بیا پیش من..

مایک: الان میام دیگه چیزی نمونده توضیح بدم من برم باردهود حرف بزنم 

در زدم و ورازد اتاق ردهود شدم 

مایک :چیه رد؟

رد بم نزدیک شد دستشو رو پیشونیم گذاشت با قیافه نگرانی بهم گفت :پسر سرت داغه و معلوم استرس داری  دوتا ارام بخش بخور بگیر بخواب .

مایک :یعنی چی!!

ردهود :یعنی عملیات نیا :)

مایکی :چرا؟

ردهود :من میفهمم چقد خرابی تو داری میری به روزی که خانوادت نابود شدن 

سخته برات دوباره اون خاطرات کذایی مرور بشن ..

مایکی: نمیتونم بمونم خونه

رد کمی از بطری ویسکی که همراهش بود خورد و یه نگاه پدرانه به من کرد و گفت هرچقدر  که تأسف بخوری آخر باید حالیت شه تو مقصر نبودی پسر.. درسته باعث نابودی شدی ولی دلیل نمیشه خودتو هیچی ندونی هی خودخوری کنی پشت سرهم !  داری خودتو به فنا میدی 

منم یه پیک ویسکی خوردمو بهش گفتم

مایکی: مرد تو حتی نمیدونی چه وضعیه.. حالم نابوده به درک لعنتی! تو میدونی کسی دوست نداشته باشه یعنی چی؟من خانواده ای ندارم  و الان دارم حال خودمو بهتر میکنم که خانوادمو.....خانواده هارو از فروپاشی نجات بدم

لبخندی تلخ زد

ردهود :بدی این ایدت میدونی چیه پسر تو نمیتونی همه رو نجات بدی !

تو منو خیلی خوب یاد یه نفر میندازی منو یاد نایروبی میندازی اون فکر کرد میشه همه رو از اون سرقت جهنمی نجات بدی ولی به خاطر همین ایده مرد.

ببین پسر من به ولیام قول دادم اگه حتی مردممم ازت مراقبت کنم پس اگه میخوای بیای بیا فقط خودتو بیشتر زجر نده اوکی؟

سری تکون دادمو از اتاقش خارج شدم 

افکارم ~

_هی مایک ازت میخوام  اونو از ربات ها بترسونی 

ولی بدون زیاده روی میخوام  از رباتا دورش کنی  طوری که نره سمتشون

صدای خودم تو سرم اکومیشه :باشه بابا 

..

سر گیجه دیدمو تار کرده نمیدونم کجای هم خونم در حالی که تلو تلو میخورم دستمو به دیوار رسوندم و سر خوردمو گذاشتم افکار لنتیم مغزمو به بازی بگیره 

_ دیگه کافیه مایک نمیخواد کاریش کنی میخوام شب تولدشو با خنده بگزرونه

 مایک :بابا من میدونم دارم چیکار میکنم

شب تولدش ...

_کنی منو  در بیارین اخخخخخ سرمممم جیعغغعععع تلپ 

~

دستامو دوطرف سرم گذاشتمو فریاد کشیدم :نهههه !م..من چیک کار کردم 

به اشکام اجازه جاری شدن دادم ..اصلا نفهمیدم کی خوابم برد 

با نوری ک چشمامو اذیت میکرد بیدار شدم ..آه ینی بدون من رفتن 

نه نرفتن  پرتال دست منه نمیتونن برن

ردهود به به مایکی وقت خواب فک کنم قرصا اثر کرده بود

مایک نه قرص

ردهود پیک عرقت 

گوست خیلی کلک کثیفی بود

ردهود از این کثیفترم بلدم 

مایک خب بریم

لیون باید بریم

مایک در روازه رو باز میکنه

مایک الان باید .....

مراقب اون خونه با شیم

مراقب خودمون باشیم 

مراقب بالوراییی که قراره بهمون حمله کنه باشیم

خودم گزینه ی سه

مایک باید مراقب بالورایی که بهمون حمله میکنه باشیم

لیون وات چیزی درمورد حمله نگفتی

مایک اره یادم رفت

حالا وارد پرتال میشن سال 1983 خونه ی افتون ها

کلارا ولم کن ویلیام چیه الان باید باهات باشم الان که الیزابتو کنی مردن 

بمونم بالا سر اون پسر عوضیت همونی که پسرمو تو دهن اون هیولا گزاشت

ولیام کلارا لطفا ارامشتو حفظ کن

کلارا ارامشمو چطوری نفظ کنم وقتی .... بچه هام مردن

وتنها بچم قاتل کنیه

مایک از شنیدن حرف ها مادرش خرد و خرد تر شد 

رد هولی شتتتت 

ویلیام کلارا نرو ...کلارا

ردهود بیارینش

ویلیام به داخل اتاق رفت 

مایک رو بردیم

خیابون پنجم

دیدیم کلارا در خیابون 

کلارا بزار به دردشون بسوزن 

مایک مامان کلارا 

مایک مامان از اون خیابون رد نشو نهههه

کلارا لبخندی شیطانی میزنه و برمیگرد در انی در ثانیه تبدیل به بالورا میشه

بالورا من میرقصم و فراموسش کنم 

مایک بالورا

بالورا چیشده مایکی کوچولو کوچولو لالا لالا لالا چرا انقد ترسیدی ترسیدی چر از من میترسی میترسی منم یه رقصندم رقصندم لالا لالا لالا لالا  وقتشه که بمیری بمیری هاهاهاهاهاها هااهاهاهاهاهاهاهاهاها

مایک حولی مولی 

اون داشت بامادرش میجنگید

درد این عملیات براش بیشتر شد ولی اون اسلحه کمریشو در اورد و فقط شلیک کرد شلیک در کثری در ثانیه جنازه مادر در کف خیابونی که از خونش رنگ امیزی شده بود

افتاده بود 

کلارا چرا ... پسرم.

مایک روحش را برداشت و بیهوش شد

و ویلیام از پنجره ی خونش اون رودید

ویلیام شب بخیر دوست قدیمی(هنری)

ادامه دارد

 

 

خدافظی مفهوم درد ناکیه ولی بضی وقتا لازمه مخصوصا از آدما.. خدافظی رو یاد بگیر حتی با درد !

                                                      ماهان

چیه شکه شدین اره درسته این نسخه همون نسخه ای یه ک آرزوشو دارم قاتل روانی بی احساس شوخ درونگرا ولی احساسی بدون عملاحساسی بزن بهادر منحرف 

 

 

حتی باید یاد گرفت چطوری ازدیکران دل کند تا جلوی خون و خونریزی گرفته میشه

        ماعی

به قول خودش یه دختر شیطان صفته 22 سالشه تو داستان و با دلبری طعمه شو خام میکنه و جاسوسی شو میکنه

 

میدونی این حرفه رو چی خطرناک می کنه ماهان تو دقیقا تو 

     گوست32

یه  هکر حرفه ای برای کمک به من برای در اوردن اطلاعات قربانی هاکمک میکنه

 

اروم باش و نفس بکش همینطوری خوبه چون قراره بمیری هاهاهاها

     فریما

دختر باهوشی که دختر منه قابلیت قتلش خیلی قویه درحدی که یه قاتل حرفه ای مث من میتونه باش مقابله کنه

من یه عمر دنبالش گشتم من نمی تونم بخاطر تو وقتی دیدمش نکشمش اون عوضی باباته باشه بدرک برای من مهم نیست من اون میکشم مایک 

دالیا

دختری دنبال انتقام دوست اون هری تو خونه ی خودش توسط اسپرینگ ترپ به قتل میرسه از اون به بعد دالیا که یه روزی عاشق اسپرینگ ترپ بود میخواد نابودش کنه

اون با مایک تو رابطه بوده

 

اون رو زارو یادم میاد خانواده داشتم  بدن داشتم عشق داشتم زندگی داشتم ولی یه روز همه ی اینا نابود شد  ره سپار نابودی شدن همه چی الان تنها چیزی که ازم مونده یه جسده ترکیده تو یه لباس

                                                                                                                    ویلیام

تبدیل شدم به همچین هیولاییی هههههه هعیییی من هنوز دنبال مایکم تا بهش محبتمو نشون بدم من نمیخوام بهش اسیبی بروسونم 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^؛؛^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

4 سال  بعد مرگ کنی یه میخونه

از زبان مایکل

دوباره همون کابوسا ترکیدن سرش گریه هام صدای بوق صامت دستگاه علائم حیاتی بوی مرگ وجود مرگ حس مرگ  عزاریل 

اون در سیاهی شب اونو برد

اسپرینگ بانی هه هه هه فردبر فردبر تو حتی  براش زندگی نزاشتی

اسپرینگ ترپ هی تو مایک اون کنی رو میگم در ارامش مرد  در ارامش رفت

مایک فقط گفت داداشی نزار کابوس ببینم 

اسپرینگ ترپ  هه تو هم فقطو فقط نگاهش کردی

مایک تو کجا بودی وقتی بارها مردم کجا بودی یه دست محبت به سرم بکشی  وقتی به پدر نیاز داشتم کجا بودی هان هه معلومه. درحال قتل بچه ها

تصور کنی از تو یه هیولای قاتله ویلیام افتون تو به جای اینکه بخوای کمکم کنی بامرگش کنار بیام سعی کردی منو بکشی کسی که به عنوان پسر بودم برات اون همه چیز فقط و فقط به حاطر تو تو کجا بودی وقتی مامان تصادف کرد الانم که شده بالورا تو وقتی که الیزابت رفت کجا بود ویلیام افتون هان 

مایک توحتی ...... دنبالمم نکردی من الان هیچی ندارم هیچی 

اسپرینگ ترپ مگه چیزی هست که بخوای 

مایک (با بغض) فقط میخوام یه بار دیگه  بهم فرصت بده  خدا وتو منظورمه دوباره بشیم خانواده زندگی شاد داشته باشیم 

مایک میخوام یه بار دیگه خونمون پره شادی باشه 😔😥❤

مایک میخوام یه بار دیگه بغلتون کنم 

مایک میخوام یه بار دیگه پدرم باشی

از خواب میپرم 

هنری هی اقا پسر زود باشین دیگه باید برین

مایک کجا برم 

هنری خونتون

مایک خونه ای ندارم یعنی ... داشتما دیگه ندارم

هنری اقا پسر معلومه خیلی خسته ای اسمت چیه

مایک مایکل افتونم

هنری افتون .... تو پسر..... ویلیامی 

مایک اره شما؟

هنری من هنریم دوست و شریک بابات

مایک اهان هنری فکر کنم به خاطر کاری که  پدرم کرده از من بدت میاد .. من میدونم باچارلی چیکار کرده

هنری خب اممم شاید  ویلیام  دخترمو کشت ولی هیچوقت نگفتم تو وخونوادتو دوست ندارم شما مث دختر خودمین

سیگارشو روشن کرد

مایک اتیش میدی 

هنری بیا

هنری خب داشتی از سرگذشتت میگفتی 

پکی به سیگارم زدم

مایک اره اون خونواده منظورم خونواده خوشگلمونه نه خانواده ی روباتی وحشتناکم  از الیزابت شرول شد دختر دردونه ی باباییش

ا ن عاشق سیرکس بیبی بود اون  میخواست اونو از نزدیک بیینه  ولی بابا نمیزاشت واقعا هم حق داشت  ولی بچه هارو میشناسی بلاخره تونست ببینتش اون فقط 1ثانیه بعدش زنده بود و دیگه او رفته بود اون بعد یه زره از حالت خندونش برون اومده بود سیگار میکشید و افسرده بود  اون به من  سپرد اونو از رباتا بترسونم

ولی اون به بد کسی اعتماد کرد من کاری کردم که خانوادم کاملا نابود بشم شب تولدش  کنی رو میگم  کردمش تو دهن  فرد بر اون با صدای جیغش و صدای له شدن

سرش بدترین صدایی بود که شنیدم بردمش بیمارستان  اون وقتی خورشید غروب کرد  گفت  داداش نزار دوباره کابوس ببینم و دیگه ساکتو سرد بود

بعدش مامانم ازخونه رفت اون بهش ماشین زد الان تبدیل به بالوراس .....پدرمممم هه الان اسپرینگ ترپه.......خواهرم شده   بیبی و منم  که فقط نصفم زندس 

هنری مایک پسرممممم

مایک هنری من دیگه خستممم....هققق میخوام بمیرم نمیخوام من خانوادمو میخوام

هنری پسرم میدونم

مایک میحوام یه کاری کنم هنری یه کار خیلی بزرگ میخوام خانوادمو و خانواده ها رو و تورو از فرو پاشی نجات بدم میخوام همه رو... برگردونم

سلام به همه این داستان از هیچ انیمه ای نیست این داستان گیمی ترسناکه ولی درمورد تراژدیی درون اون خانواده افتون شاید براتو سوال شه که خانواده ویلیام افتون  اونا و سرنوشت تراژدی وات ف.... ولی نه واقعا داستان تراژدیه پاشیده شدن خانواده اف ومرگ تک تکشو خب شخصیت ها خانواده افتون  و انیماتوریک ها

بریم شروع کنیم

 

اسکرپ بیبی الیزابتی که میشناسی دیگه مرده چون هیولای درونش اونو خورده خیلی احمقی که فکر کردی اون هنوز پیشته مایک...

فلش بک( این کل داستان)

الیزابت   بابایی چرا نمیزاری برم پیش  اون (سیرکس بیبی) مگه اونو برای من فقط نساختی 

از زبان ویلیام

الیزابت  دختر کوچولوی بابایی  دخترکوچولویی که دیگه نیست 

اون دختر عاشق بیبی بود میخواست اونو از نزدیک ببینه ودید ولی برا چند لحظه وبعدش دیگر هیچی ندید او فقط مرد 

5 روز تا تولد کنی  

کنی بابا این کیه

ویلیام اون فردبره

پسربچه فردبر

اونو بردم خونه و به برادر بزرگش حرف داشتم

سیگارمو روشن کردم

ویلیام هی مایک ازت میخوام  اونو از ربات ها بترسونی 

 ولی بدون زیاده روی میخوام  از رباتا دورش کنی  توری که نره سمتشون

مایک باشه بابا 

از اون به بعد حتی از خودممم متنفرم فکر نمیکرد اون ... زندگیش روبروش  تموم شه ولی ..... نتونه هیچی بگه و .... چیزی نبینه جز عزرایل

از اون شب اون و دوستاش ماسک روباتا رو زدن و شروع کردن به ترسوندش  اون شبا کا بوس میدید و دیگه سمت روباتا نمیرفت حتی وقتی میدیدشون حالش بهم میخورد و دیگه با مایک حرف بزنم

ویلیام دیگه کافیه مایک نمیخواد کاریش کنی میخوام شب تولدشو با خنده بگزرونه

 مایک بابا من میدونم دارم چیکار میکنم

من حرفی نزدم و با بتش پشیمون شدم 

شب تولدش ... اونو انگار خیلی ترسیده بود اوردنش و  بردنش پیش روباتا

مایک (فاکسی) خب ما مورد تحقیقاتی  که درون  فرد بر چیه و کسی که داوطلب شده مای برادر کنی افتونه 

واونو میزاره تو دهن فرد بر

کنی منو   در بیارین اخخخخخ سرمممم جیعغغعععع تلپ

صدای له شد سرش و چیقو وجود عزرایل تو اونجا باعث بدترین چیز زندگی ام برا بار دوم  اتفاق بیوفتهمن برم با این فن ارت عرررررر بزنممم

 

از دستشون دادی مایک تقصیر توئه 

کابوسای بی پایان و جیغ های وحشت زده 

ضربه های پی در پی درد ناک  

تقصیر توئه

برق چاقو نقره ای در راهروی تاریک 

تقصیر توئه

صدای خرد شدن رویا های کودکانه  در ارواره های هیولایی گرسنه

تقصیر توئه

از دست دادن پایه ی  زندگی خوش هه کی فکرشو میکرد

تقصیر توئه

گناهکاریکه فکر می کنه تاسفش کافیه اما اون  دیگه صداتو نمیشنوه مایک

تقصیر توئه

دیگه دیره یکی باید معنی شو خی رو یاد بگیره مایک

                                                                                           مایک

_______________________________________________________________________________________________________________________________

از زبون مایک 

بردمش بیمارستان 

ویلیام چه گهی خوردین مایک 

مایک بابا الان جاش نیست 

ویلیام اتفاقا جا ش هست 

مایک بابا الان کنی داره میمیره  ولم کن میخوام بالا سرش گریه کنم 

بزار برو 

ویلیام پسر احمق بابا هقققققققققققق بروو نبینمت

دکتر اقای مایک و ویلیام افتون 

ویلیام افتون بله 

دکتر متاسفانه  فقط 1 روز دیگه  زندس 

ویلیام حالت این بدبختا رو گرفت

مایک داداش  نه نه ......

رفتم داخل

فقط تو اغوشش گرفتم

مایک  هیچوقت نرو من بدون تو کیو محبت کنم  اول الیزابت بعدم تو نه نکن بامن

غروب  کرد خورشید

کنی  داداش ... نزار دیگه کابوس ببینم

مایک داداش نمیزارم تو فقط کابوس منو حقیقت نکن

دستگاه علائم حیاتی : بیببببببببببببب 

بوق صامت 

مایک کنی ...... کنی  ...... تررکم نکن نههههه

زبان ویلیام

فقط با چاقو  رفتم

سراغ اون چندتا بچه  چند ضربه سریع و کاری خون همه جا روگرفت از رستوران بعد قایم کردن جسدارفتم خونه من میخواستم مایکو بکشم ولی اون نیومد خونه 

برای اینکه اونم خودش رو کشته بود ماشین زد بهش اون بعد این حادثه گم شد هه واقعا از خودم بدم میاد 

چند سال بعد روح روباتارو بعد بسته شدن کل  رستورانا  ازاد کردم روح کسدی به من حمله کرد من رفتم داخره اسپیرنگ بانی

لباس اتصالی کرد و من تبدیل شدم به این

اسپیرینگ ترپ دریافت اینم عکسش

اینجا  برلین بیان مینویسد

عاشق کمیک.عشق رزیدنت اویل.
یعنی شخصیت فقط ردهود و لئون کندی.
همین دیگه...
جمله سس ماستی:
سمت انتقام میری دوقبر حفر کن
من مث یه اشغال زندگی کردم حال میخوام مثل یه ادم باشرف بمیرم

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان
پیوندهای روزانه